<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>داریوش نامه &#187; ایران</title>
	<atom:link href="http://daryush.ir/?feed=rss2&#038;cat=62" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://daryush.ir</link>
	<description>جامعه، وب، زندگی، آموزش و آی تی</description>
	<lastBuildDate>Wed, 24 Mar 2010 20:04:57 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.0.1</generator>
		<item>
		<title>ماهی گلی برای سفره هفت سین نمی‌خریم</title>
		<link>http://daryush.ir/?p=1302</link>
		<comments>http://daryush.ir/?p=1302#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 27 Feb 2010 20:08:14 +0000</pubDate>
		<dc:creator>داریوش</dc:creator>
				<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[مناسبتها]]></category>
		<category><![CDATA[سفره هفت سین]]></category>
		<category><![CDATA[ماهی قرمز]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://daryush.ir/?p=1302</guid>
		<description><![CDATA[ماهی قرمز و سفره هفت سین]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<style type="text/css">
	table.dptable {
	width:100%;
	border:0;
}
tr.dphead {
	background-color:#0066CC;
	color:#FFFFFF;
	font-weight:bold;
}
tr.dphead td a {
	color:#FFFFFF;
}
tr.dprow {
	background-color:#FFFFFF;
}
tr.dprowalt {
	background-color:#CCCCCC;
}
#dpcols-contact {
	text-align:center;
}
#intro {
}	</style><blockquote><p><a href="http://daryush.ir/wp-content/2010/02/RedFish.jpg"><br />
</a><a href="../wp-content/2010/02/RedFish.jpg"><img class="alignleft" title="RedFish" src="../wp-content/2010/02/RedFish.jpg" alt="" width="135" height="135" /></a>تجارت ماهی قرمز مدت هاست که در دوره زمانی ۱۵ اسفند تا ۱۵ فروردین شکل می‌گیرد تجارتی که محصول آن هیچ ریشه ای در تاریخ باستانی عید نوروز ایرانی ندارد .</p></blockquote>
<p>۸۰ سال پیش به همراه ورودچای به ایران ماهی قرمز نیز که سمبل عید چینی هاست به سفره های هفت سین مراسم عید نوروز ما وارد شد غافل از اینکه در عید چینی، ماهی قرمز را رها می‌کنند تا زندگی جریان یابد و ما ماهی قرمز را اسیر تنگ بلورین می‌کنیم تا همزمان با رشد سبزه های سفره هایمان و باروری زمین هر روز او را به مرگ نزدیک و نزدیک تر کنیم .</p>
<p><span id="more-1302"></span>جالب است بدانید در هیچ کدام از مراسم سنتی‌مان در مورد نوروز ماهی قرمز جایگاهی ندارد. در میان رسوم زرتشتی، در سفره عید <strong>انار</strong> به نشانه باروری و عشق و یا <strong>سیب سرخ</strong> درون ظرف آب مقدس رها می‌شود تا عشق و باروری همچنان پاینده بماند. اگر ایرانی ها می دانستند که ماهی قرمز هیچ ریشه تاریخی در سفره هفت سین ندارد به جای پرداخت برای خرید و قتل ماهی های قرمز به بهانه‌ی عید، سیب قرمز یا انار را در آب رها می‌کردند که ریشه در تاریخ این دیار دارد .</p>
<p><strong>حقیقتی تلخ </strong></p>
<p>هر سال در ایام عید ۵ میلیون قطعه ماهی می‌میرند. ۵ میلیون قطعه ماهی قرمز به خاطر رنگ و لعاب سفره هفت سین، به خاطر هیچ و عجیب نیست اگر بدانیم در صورتی که ایرانی ها از خرید ماهی قرمز منصرف شوند این تجارت سیاه روزی پایان خواهد یافت. عجیب نیست اگر باور کنیم سیب سرخ یا انار همان سرخی هفت سین ایرانی ست که ریشه در تاریخ چند هزار ساله سنت ما دارد .</p>
<p>عجیب نیست اگر تابلوی معروف هفت سین کمال الملک را در کاخ گلستان به تماشا بنشینیم و ببینیم که او نیز ماهی قرمز را میان سفره هفت سینش طراحی و نقاشی نکرده است .</p>
<p style="text-align: center;"><strong><div class="note"><div class="noteclassic">ماهی قرمز در سفره هفت سین ایرانی جایی ندارد پس لطفاً ماهی قرمز نخرید</div></div></strong></p>
<p><strong>&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;-</strong></p>
<p><strong>پ.ن: </strong>نوشته‌ی بالا توسط ایمیل و ناشناس به دستم رسیده. با بررسی که انجام دادم متوجه حقیقت در این مورد شدم و لازم دونستم به شما هم منتقل کنم.</p>
<p style='text-align:left'>&copy; 2010, <a href='http://daryush.ir'>داریوش نامه</a>. تمام حقوق محفوظ است. </p>
<h3  class="related_post_title"><strong>بیشتر بخوانید</strong></h3><ul class="related_post"><li>بدون پست مرتبط</li></ul>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://daryush.ir/?feed=rss2&amp;p=1302</wfw:commentRss>
		<slash:comments>7</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>معرفی یک شاعر همشهری و وبلاگش</title>
		<link>http://daryush.ir/?p=1264</link>
		<comments>http://daryush.ir/?p=1264#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 21 Jan 2010 18:40:08 +0000</pubDate>
		<dc:creator>داریوش</dc:creator>
				<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[زبان پارسی]]></category>
		<category><![CDATA[شیراز]]></category>
		<category><![CDATA[معرفی]]></category>
		<category><![CDATA[تلاطم آبی]]></category>
		<category><![CDATA[شاعر]]></category>
		<category><![CDATA[قاسم مرام]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://daryush.ir/?p=1264</guid>
		<description><![CDATA[معرفی وبلاگ قاسم مرام تحت عنوان تلاطم آبی]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<style type="text/css">
	table.dptable {
	width:100%;
	border:0;
}
tr.dphead {
	background-color:#0066CC;
	color:#FFFFFF;
	font-weight:bold;
}
tr.dphead td a {
	color:#FFFFFF;
}
tr.dprow {
	background-color:#FFFFFF;
}
tr.dprowalt {
	background-color:#CCCCCC;
}
#dpcols-contact {
	text-align:center;
}
#intro {
}	</style><p>شیراز از دیرباز پرورش‌دهنده‌ی شاعران بسیار ی بوده؛ شاعرانی که آوازه‌ی جهانی دارند و آن‌هایی که زیاد سر و صدایی نداشته اند. این‌بار می‌خوام شاعری رو از دیار خودم بهتون معرفی کنم:</p>
<p style="text-align: center;">«<a href="http://maraam.ir" target="_blank"><strong>قاسم مرام</strong></a>»</p>
<p>ایشون رو مدت‌هاست می‌شناسم، اصلا عرض کنم خدمتتون که ایشون پسردایی بنده هستند. اشعارش رو گاه‌گاهی می‌شنیدم و انصافا لذت می‌بردم. مثل بقیه کتاب شعری  چاپ نکرده ولی در بین شاعران شیراز و استان فارس شناخته شده است. یکی از اعضای فعال <strong>انجمن ادبی حافظ</strong> در شیرازکه در اکثر مناسبت‌ها، مسابقات و شب شعرهای استانی حضور فعال داره.</p>
<p>متولد ۱۳۴۴ و بزرگ شده‌ی شیرازه، مدرک کارشناسی مدیریت صنعتی داره و البته باوجود مشغله‌ی فراوان و افکار درگیر، درفکر ادامه‌ی تحصیل در مقاطع بالاتر هست.</p>
<p>چند روزی می‌شه که <a href="http://maraam.ir" target="_blank">وبلاگی</a> راه‌انداخته به نام <a href="http://maraam.ir" target="_blank"><strong>&#8220;تلاطم آبی&#8221;</strong></a>‌و داره اشعارش رو یواش یواش توش درج می‌کنه. می‌خواستم گزیده‌ای از اشعارش رو اینجا بازنویسی کنم ولی بهتر دیدم دعوتتون کنم اگه اهل شعر و شاعری هستید و یا حتی نیستید، سری به وبلاگش بزنید، خوندن نوشته‌هاش خیلی وقت نمی‌گیره ولی زیبایی اشعارش رو درک خواهید کرد.</p>
<p>یاحق &#8230;</p>
<p style='text-align:left'>&copy; 2010, <a href='http://daryush.ir'>داریوش نامه</a>. تمام حقوق محفوظ است. </p>
<h3  class="related_post_title"><strong>بیشتر بخوانید</strong></h3><ul class="related_post"><li><a href="http://daryush.ir/?p=514" title="اردیبهشت را با بزرگداشت سعدی آغاز می‌کنیم">اردیبهشت را با بزرگداشت سعدی آغاز می‌کنیم</a> (6)</li><li><a href="http://daryush.ir/?p=767" title="قطار شیراز &#8211; اصفهان راه افتاد ولی سوار نشید">قطار شیراز &#8211; اصفهان راه افتاد ولی سوار نشید</a> (2)</li><li><a href="http://daryush.ir/?p=659" title="اول خرداد &#8211; بزرگداشت ملاصدرا و روز بهره‌وری">اول خرداد &#8211; بزرگداشت ملاصدرا و روز بهره‌وری</a> (0)</li><li><a href="http://daryush.ir/?p=619" title="25 اردیبهشت ماه، روز بزرگداشت فردوسی مبارک باد">25 اردیبهشت ماه، روز بزرگداشت فردوسی مبارک باد</a> (2)</li><li><a href="http://daryush.ir/?p=463" title="باران آلوده‌ی شیراز &#8211; پنجشنبه 27 فروردین 88">باران آلوده‌ی شیراز &#8211; پنجشنبه 27 فروردین 88</a> (0)</li><li><a href="http://daryush.ir/?p=356" title="شیراز و کانون وبلاگنویسان شیراز">شیراز و کانون وبلاگنویسان شیراز</a> (0)</li></ul>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://daryush.ir/?feed=rss2&amp;p=1264</wfw:commentRss>
		<slash:comments>8</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>من و محل کارم</title>
		<link>http://daryush.ir/?p=1213</link>
		<comments>http://daryush.ir/?p=1213#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 18 Jan 2010 07:02:29 +0000</pubDate>
		<dc:creator>داریوش</dc:creator>
				<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[دست نوشته ها]]></category>
		<category><![CDATA[رایانه، اینترنت و شبکه]]></category>
		<category><![CDATA[شیراز]]></category>
		<category><![CDATA[معرفی]]></category>
		<category><![CDATA[استان فارس]]></category>
		<category><![CDATA[داریوش مسکین]]></category>
		<category><![CDATA[شرکت مخابرات]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://daryush.ir/?p=1213</guid>
		<description><![CDATA[سابقه‌ی من در اداره‌ی رایانه‌ی شرکت مخابرات فارس]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<style type="text/css">
	table.dptable {
	width:100%;
	border:0;
}
tr.dphead {
	background-color:#0066CC;
	color:#FFFFFF;
	font-weight:bold;
}
tr.dphead td a {
	color:#FFFFFF;
}
tr.dprow {
	background-color:#FFFFFF;
}
tr.dprowalt {
	background-color:#CCCCCC;
}
#dpcols-contact {
	text-align:center;
}
#intro {
}	</style><blockquote><p><a href="http://daryush.ir/wp-content/2010/01/TCF.jpg"><img class="size-thumbnail wp-image-1241 alignleft" title="TCF" src="http://daryush.ir/wp-content/2010/01/TCF-150x150.jpg" alt="" width="150" height="150" /></a>از سال ۱۳۷۶ که با مدرک لیسانس سخت‌افزار، استخدام شرکت مخابرات شدم، برای اداره‌ی رایانه حکم گرفتم و مشغول به کار شدم. حالا که بالاخره دارم به اداره‌ی دیگه‌ای منتقل می‌شم، به فکر افتادم یه تعریف از اون‌ جایی که حدود ۱۲ سال توش بودم براتون داشته باشم. از محیطش، کارهاش، کارهام  و همکارام&#8230;</p></blockquote>
<p><strong>اول از همه: ‌خودم<br />
</strong></p>
<p>وقتی استخدام شدم، هنوز سیستم‌های رایانه‌ای ما بصورت VM بود. یعنی PC نداشتیم. رایانه‌های بزرگ (Main Frame)  بود که پردازنده و دیسک سخت و کنترلرهاش توی یه سایت مخصوص، در اداره‌ی ما مستقر شده بود. کاربرها پشت یه ترمینال (مانیتور و صفحه کلید مرتبط به سیستم مرکزی)  می‌نشستند و کارهاشون رو انجام می‌دادند. هم‌کاران شهرستانی هم روزهای بخصوصی از ماه مأموریت می‌گرفتند و در اداره‌ی ما اطلاعات خودشون رو وارد و پردازش می‌کردند. واحدهای مختلفی به این طریق کار می‌کردند‌: حقوق و دستمزد و شارزینگ و بیلینگ و مالی.</p>
<p>من که اومدم زمزمه‌های تغییر از Main به PC شدت گرفته بود. نگه‌داری Main بسیار هزینه‌بر بود و توسعه‌ی اون بسیار مشکل. اداره‌ی دیگه‌ای هم بود که با رایانه‌هایی تحت عنوان لاله کار می‌کرد. تصمیم انتقال به PC قطعی شده بود و کار ما بسیار مشکل. مواقعی می‌شد که روزانه بیشتر از ۱۲ ساعت توی اداره بودم و کار می کردم. راستش نیروی کمکی کم داشتیم و فشار زیادی روی ما بود. به‌دلیل نبود نیروهای کمکی کافی، برنامه‌نویسی برای تبدیل و انتقال اطلاعات نیز برگردن خودم بود.</p>
<p><span id="more-1213"></span>سرتون رو درد نیارم. سیستم‌های لاله رو بررسی  و تبدیل اطلاعاتش رو انجام دادم. با جمع‌آوری سیستم‌های لاله، یه تنه شبکه ناول براشون راه‌اندازی کردم که ایستگاه‌های کاری اون بدون هارد و به کمک BootRom کارت شبکه به سرور وصل می‌شدند.  سیم کشی و داکت و پیچ و پریز و سرسیم و استقرار و باقی موارد برگردن خودم بود و با شور وشوقی وافر کارم رو انجام دادم. اداره نرم‌افزاری خریداری کرده بود که بعدها متوجه شدیم سرمون کلاه گذاشته و دررفته، چون مال یه شرکت دیگه بود و کپی زده بود و به همراه تعداد زیادی کارت سخت‌افزاری (که اون‌ها هم کپی شده بودند) فروخته و پول هنگفتی گرفته و دررفته، چاره‌ای نیود ما  از این موضوع  اطلاعی نداشتیم و بدلیل عدم وجود شرکت فروشنده، پشتیبانی هم گردن خودم بود، اونم برای کل استان. به یکی از هم‌کارهام آموزش دادم تا توی پشتیبانی کمکم باشه. خلاصه شب و روز هرموقع ایرادی پیش می‌اومد باید می‌رفتیم و حل مشکل می‌کردیم چون جای حساسی بود و ارتباط مستقیم با مردم داشت: مرکز اطلاعات۱۱۸٫ الان دیگه اون سیستم هم جمع شده و سیستم کامل‌تری که تحت ویندوز کار می‌کنه استفاده می‌شه و دیگه اون ایرادهای گذشته رو نداره و البته دیگه پشتیانی این سیستم دست شرکت فروشنده است.</p>
<p>از طرف دیگه، سیستم‌های جامع مالی هم بود. اون زمان هنوز ویندوز ۹۵ هم امتحان خودشو پس نداده بود. یه سیستم کامل به ما دادند که خداوکیلی خیلی خوب و کامل نوشته شده بود و هنوز هم داره خوب کار می‌کنه. نسخه‌های تک‌کاربره و شبکه داشت. نسخه‌ی شبکه‌ی اون فقط تحت سیستم عامل ناول‌ نت‌ور کار می‌کرد و می‌کنه و دیتابیس اون هم توسط همون ناول تأمین می‌شه. هنوز که هنوزه، این سیستم‌ها به همون  روال گذشته، تحت سیستم عامل ناول و با ایستگاه‌های کاری داس کار می‌کنه که البته نسخه‌ی مخصوص کلاینت‌های ویندوز ۹۸ و XP رو با هزار زحمت گیر آوردم تا وابستگی کاربرها به داس کمتر بشه.</p>
<p>سیستم شبکه مالی استان رو توی ساختمان معاونت مالی سیم‌کشی کردم و راه‌انداختم. باز هم کمکی نداشتم و یه تنه جلو رفتم. تنها کسی که به من کمک کرد، کارشناس  مالی معاونت بود که بعدها به سمت‌های ذیحساب، مدیرمالی، معاونت مالی، رئیس اداره بازرسی و در آخر به ریاست کل بازرسی منصوب شد. ایشون همیشه و در همه حال کمک به حال و راهنمای من بودند و تمامی سنگ‌ها رو از جلوی پا برمی‌داشتند. برای شهرستان‌ها هم به همین صورت کار کردم و البته همکاری که آموزش داده‌بودم تا حدودی دلسوزانه کمک می‌کرد و البته عمده‌ی کار هنوز بر دوش من بود.</p>
<p>سیستم‌های شارژینگ مراکر تلفنی دیجیتال  روی نوار مغناظیسی بود و اون‌ها هم باید برای استفاده در PC تبدیل می‌شدند. کار برنامه‌نویسی و خوندن اطلاعات و تغییر سیستم برگردن من افتاد. اون‌ها رو هم انجام دادم. باور نمی کنید برای چند سیستم برنامه نوشتم. سیستم‌های Nec، S12، S13، Carin، EWSDE، ZTE، Datung، Huawii و &#8230; بدون وجود فایل راهنما و فقط به روش سعی و خطا قالب رکوردها رو خوندم و متوجه شدم. بعضی از اون‌ها مثل ZTE ساده بودند و بعضی دیگه مثل EWSDE رکوردهای متغیر بسیار پیچیده داشتند. شرکت فروشنده برای ارائه سیستم پردازش، مبلغ بالایی درخواست کرده بود که ظاهرا موافقت نشد و درنهایت مجبور شدم حدود ۲ سال مستندات رو مطالعه کنم و برنامه‌ی پردازشی همه‌ی اون‌ها رو بنویسم که هنوز داره استفاده می‌شه.</p>
<p>برنامه‌هایی نیز برای یک‌پارچه کردن خروجی هرکدام از این سیستم‌ها و تحویل به واحد بیلینگ نوشتم که البته بصورت باهوش و همزمان با پردازش فایل‌های سوئیچ‌ها این کار رو انجام می‌داد. به چندتا از استان‌های دیگه هم دادم که استفاده کنند.همکار دیگه‌ای دارم که در مورد پردازش فایل‌های سوئیچ‌ها و استفاده از این برنامه‌ها آموزش لازم رو بهشون دادم و ایشون هم بعنوان وظیفه‌ی اصلی، هردوماه فایل‌ها رو پردازش و آماده می‌کنه و تحویل واحد بیلینگ می‌ده.</p>
<p>تا مدت‌ها کار پاسخ‌گویی به برخی مشترکین و اعتراض‌ها رو برعهده داشتم که البته به کمک یکی دیگه ار همکارهام انجام می‌شد. بعدا که تجهیزات مناسب برای مراکز سطح شهر خریداری شد و واحد پاسخگویی امور مشترکین راه افتاد، کار ما سبک‌تر شد و البته هنوز هم روزانه بیست سی نفری که حسابی عصبی هستند و هیجکس تنونسته قانعشون کنه میان اداره‌ی ما و عقده‌شون رو سر ما خالی می‌کنن که البته درنهایت معمولا با تحمل این مسائل، وظیفه‌ی مجاب کردن اون‌ها برعهده‌ی ما بود.</p>
<p>در همین حال وظیفه‌ی نگهداری و تعمیرات جزئی سخت‌افزارهای شرکت در سطح استان نیز برعهده‌ی من بود. به سرعت برای ادارات تابعه، واحدهای مختلف و شهرستان‌ها PC خریداری می‌شد و کار نگهداری اون‌ها بردوش اداره‌ی ما بود که علاوه بر من تنها یکی دو نفر دیگه بودند و البته تخصص کافی نداشتند و درحین کار بهشون آموزش می‌دادم . کم کم نیروهایی از بخش خصوصی بهمون اضافه شد سه نفر دیگه که در کنار کارهای خودشون، به ما هم کمک می‌کردند و البته آموزش هم دیدند و الان  که دیگه برای خودشون صاحب‌نظرند.</p>
<p>خرید سخت‌افزار و پیشنهاد و بررسی نیازهای فراوان شرکت نیز برعهده‌ی من بود. مطالعه‌ی فن‌آوری‌های روز و انتخاب بهترین و مناسب‌ترین تجهیزات رایانه و آزمایش و تحویل اون‌ها از کارهای روزمره‌ای بود که انجام می‌دادم. بروز بودن و درتماس با شرکت‌های مختلف و آگاهی از بازار و قیمت‌ها و امکانات و از رده خارج شدن و پیداکردن جایگزین مناسب اون‌ها و پاسخ‌گویی بعدی که چرا این رو سفارش دادیم و ما اون رو می‌خواستیم و تبعات بعدی و درتیررس اتهام‌های مختلف مثل &#8220;گاویندی&#8221; و &#8220;تبانی&#8221; از طرف کلیه‌ی همکاران و نیز پیشنهادهای رشوه و موارد دیگر از فروشندگان و تقاضاهای اون‌ها برای معرفی و فروش کالاهاشون، از طرف بیرون از اداره، همه و همه مسائل و مشکلاتی بود که همیشه داشتم.</p>
<p>کارهای پراکنده‌ی دیگه‌ای هم انجام می‌دادم که نام بردنشون حوصله‌ی آدم رو سر می‌بره (اگه تا حالا نبرده باشه)</p>
<p><strong>همکاران فعلی اداره رایانه:</strong></p>
<p>همکارهای خیلی خوبی توی این اداره داشتم و دوست‌های خوبی بودیم (و بعد از این هم خواهیم بود).</p>
<p>آ<strong>قای «ک ل»</strong> که عاشق مسائل سیاسی روز بود و ذهن بسیار بازی داشت و با بحث‌ها و نتیجه‌گیری‌هاش ما رو سرگرم می‌کرد. معمولا صبح‌ها اگه آقای «ک» به واحد ما مراجعه می‌کرد، سه نفری می‌ریختیم رو سرش و تا می‌خورد می‌زدیمش. جالب این بود که دوباره روز بعد می‌اومد و مجددا ما رو تحریک می‌کرد و فرار می‌کرد که البته بالاخره ما غافلگیرش می‌کردیم. یه تکیه کلام داره که میاد به ما سه نفری توی پارتیشن می‌گه و بعدش درمی‌ره! اون‌وقته که حسابی خدمتش می‌رسیم و از شرمندگیش درمی‌آییم.</p>
<p><strong>آقای &#8220;م ت&#8221;</strong> که آچار فرانسه‌ی اداره بود و هست. از همه‌چی خبر داشت و مبنع عظیم تجربه بود. گاهی بهش می‌گفتیم آقای «ووپی». غیرممکن بود چیزی بخوای و اون نداشته باشه،فرقی نمی‌کرد اون همه چیز داشت. از نظم و انضباط هم غیرممکنه شما بتونید ازش ایرادی بگیرید. تموم کارهاش رو برنامه است مثل یه کامپیوتر. کار همه رو هم راه می‌اندازه و براش دوست و دشمن فرقی نداره.</p>
<p><strong>آقای &#8220;ج م&#8221; </strong>که سنگ کلیه داشت دائم اذیت می‌شد. دختر دبیرستانی داره ولی خودشم  داره لیسانس کامیوترش رو می‌گیره (آفرین به این همت). کمک و همکار خیلی خوبیه و با جون و دل کار می‌کنه هرچند بقیه این نکته رو نمی‌دونن.</p>
<p><strong>آقای &#8220;ا س&#8221;</strong> که ساکت‌ترین فرد اداره است. سرش تو کار خودشه و مثل یه کامپیوتر کار هرروزشو انجام می ده و میره خونه. کسی ندیده داد بزنه. برنامه‌ریزی و عقاید و افکار جالبی داره. خیلی دقیقه.</p>
<p><strong>آقای &#8220;م ر&#8221;</strong> یکی از پسرای مجرد اداره. من که زورم بهش نرسید قانعش کنم ازدواج کنه. عاشق چایی و سیگاره. بیماری قند هم داره. کم کم موهاش داره سفید می‌شه (عین دندون‌هاش! البته اگه دیگه دندونی توی دهانش باقی مونده باشه) ولی از معرفتش هرچی بگم کم گفتم.</p>
<p><strong>آقای &#8220;پ ک&#8221;</strong> جوون بامعرفت اداره که همیشه میاد پیش من میگه من هرچی بلدم از شما بلدم. کارشو به نحو احسن انجام می ده و اصلا تابه‌حال به هیچ کس با صدای بلند با نامحترمانه صحبت نکرده. حتی دیدم که بهش توهین کردن و اون با بزرگواری خودشو زده به کوچه‌ی علی چپ. جوون خیلی خوبیه و اونم تازه داره لیسانسشو می‌گیره.</p>
<p><strong>آقای &#8220;ع گ&#8221;</strong> پسر جهرمی مجرد ما که لیسانس سخت‌افزار داره. حرکاتی ازش می بینید که باعث شادی ماست. لهجه‌اش، کلمات قصارش، سؤال‌های شاخ و دم دارش&#8230;.</p>
<p><strong>آقای &#8220;م ک&#8221;</strong> که اون هم  مجرده و اتفاقا داره لیسانس می‌گیره. یه کم عصبانیه و گاهی با همکارا خوب تا نمی‌کنه. سواد خوبی داره و تروتمیز کار می‌کنه.</p>
<p>آ<strong>قای &#8220;هـ ز&#8221;</strong> که مجرده و مثل یه منگنه چسبیده به سیستم بیلینگ. هیچ کاری نداره جز همین کار.</p>
<p><strong>آقای &#8220;د ن&#8221;</strong> که تن صداش خیلی بلنده. اصلا دوست داره داد و فریاد کنه تا کارش پیش بره. وقتی باهاش حرف می‌زنی یه دفعه می‌بینی از اتاق رفته بیرون یا شروع می‌کنه با تلفن صحبت می‌کنه یا اینکه بدون توجه به طرف مقابلش، با یکی دیگه شروع به صحبت می‌کنه. حرف فقط حرف خودشه و البته خیلی هم &#8220;متخصصه&#8221;. ایشون نمونه‌ی بسیار خوبی خواهد بود برای زمانی که خدای ناکرده یه روزی منم مثل ایشون به مقام و منصب برسم و در اون موقع حتما سعدی رحمت‌الله علیه و لقمان حکیم و ادب‌آموزی از دیگران را آویزه‌ی گوش خواهم کرد!</p>
<p><strong>آقای &#8220;ع ص&#8221; </strong>که پسر خیلی بامعرفتیه و همیشه منو برخلاف میل باطنی من، به نام استاد صدا می‌کنه. ایشون هم داره درس می‌خونه لیسانسشو تکمیل کنه.</p>
<p><strong>آقای &#8220;م ع&#8221; </strong>که قبلا توی یه استان دیگه رئیس اداره بوده. بیش فعاله و دائم از این نقطه به نقطه‌ی دیگه درحال حرکته. تکیه‌گاه رئیسه و رئیس بدون اون آب نمی‌خوره. با رئیس کاملا جوره. چشم‌انداز وزارت‌خونه داره. شیر اینترنت اداره و افسار تمام سرورهای فعلی دستشه&#8230;..</p>
<p><strong>خانم &#8220;ف&#8221; </strong>که تازگی‌ها به اداره اومده و با داشتن لیسانس کامپیوتر فعلا امور دفتری انجام می‌ده. از اون عادات خاله پیرزنکی نداره و یه جورایی رفتارش مردونه است. مشاوره‌‌‌های خوبی داره و دیدش همیشه مثبته.</p>
<p><strong>خانم &#8220;م&#8221;</strong> برنامه‌نویس کامپیوتره و به صدای بلند خیلی حساسه. معمولا مخزن جواب سوال‌هاش منم. وقتی یه نفر رو صدا می‌کنه، من بجاش می‌گم بله و ایشون هم ناخودآگاه می‌گه : «ای وای!»</p>
<p><strong>خانم &#8220;ت&#8221;</strong> که دختر یکی از همکارهامونه و یه سالی می‌شه توی اداره‌ی ما کار می‌کنه. مسئولیت یکی از سیستم‌ها رو به کمک همکارهای دیگه‌اش بهش دادن به نظر می‌رسه مثل پدرش دقیق و منضبط باشه.</p>
<p><strong>خانم &#8220;ا&#8221;</strong> که فوق لیسانس کامپیوتره و سرش تو کار خودشه. تو قسمت ما بود و لی بنا به نظر رئیس برای یه قسمت دیگه کار می‌کنه.</p>
<p><strong>خانم &#8220;ص&#8221; </strong>بیصداترین خانم همکار. شما صدا از دیوار می‌شنوید ولی از ایشون نمی‌شنوید. با آقای &#8220;ز&#8221; همکاری داره.</p>
<p><strong>خانم &#8220;ن&#8221;</strong> که پشتیانی سیستم کارگزینی داره. سرش تو کار خودشه.</p>
<p><strong>خانم &#8220;ح&#8221;</strong> که تازگیها باهامون همکاری می‌کنه. همکلاسی خودمه و کارش خیلی منظم و خوب و دقیقه. قبلا چندین جا کار کرده.</p>
<p>یه نکته هم اضافه کنم که اداره‌ی ما ۴ تا واحد داره که من کارشناس مسئول یکی از واحدها هستم (البته بودم). تقریبا همه‌ی بچه‌ها کارهای نامربوط با سمت سازمانی خودشون رو دارن انجام می‌دن و بعضی‌ها هم اصلا نمی‌دونن چه سمتی دارن. رئیس اداره بهشون می‌گه چیکار کنن.</p>
<p style="text-align: center;">&#8212;&#8212;-</p>
<p>بزودی من به یه اداره‌ی دیگه منتقل می‌شم. خوشحالم که وجودم در این اداره مفید بوده و بازم خوشحالم که در اداره‌ی بعدی، چیزهایی برای یادگیری و کسب تجربه و مهارت بیشتر برای من وجود داره. همکارهای خوبی داشتم که دل کندن ازشون سخته ولی توی محل کار جدید، همکارای خوبی داریم که امیدوارم بتونم رابطه خوبی باهاشون داشته باشم.</p>
<p style='text-align:left'>&copy; 2010, <a href='http://daryush.ir'>داریوش نامه</a>. تمام حقوق محفوظ است. </p>
<h3  class="related_post_title"><strong>بیشتر بخوانید</strong></h3><ul class="related_post"><li>بدون پست مرتبط</li></ul>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://daryush.ir/?feed=rss2&amp;p=1213</wfw:commentRss>
		<slash:comments>13</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>۳۰ کاری که در زمان قطعی اینترنت می‌تونید انجام بدید</title>
		<link>http://daryush.ir/?p=1184</link>
		<comments>http://daryush.ir/?p=1184#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 03 Jan 2010 16:41:45 +0000</pubDate>
		<dc:creator>داریوش</dc:creator>
				<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[رایانه، اینترنت و شبکه]]></category>
		<category><![CDATA[طنز]]></category>
		<category><![CDATA[اینترنت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://daryush.ir/?p=1184</guid>
		<description><![CDATA[نوشته‌ای طنز در مورد کارهایی که در زمان قطعی اینترنت می‌تونید انجام بدید]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<style type="text/css">
	table.dptable {
	width:100%;
	border:0;
}
tr.dphead {
	background-color:#0066CC;
	color:#FFFFFF;
	font-weight:bold;
}
tr.dphead td a {
	color:#FFFFFF;
}
tr.dprow {
	background-color:#FFFFFF;
}
tr.dprowalt {
	background-color:#CCCCCC;
}
#dpcols-contact {
	text-align:center;
}
#intro {
}	</style><blockquote><p><a href="http://daryush.ir/wp-content/2010/01/internetirani.jpg"><img class="size-thumbnail wp-image-1187 alignleft" title="internetirani" src="http://daryush.ir/wp-content/2010/01/internetirani-150x150.jpg" alt="" width="150" height="150" /></a>یه ایران داریم و یه اینترنت. بزرگترامون فهمیدن هر ایرانی بیش‌تر از  ۱۲۸ کیلوبیت  بر ثانیه نیاز نداره(!). این جناب اینترنت شده یک منت بر سر هر ایرانی. از اون طرف اروپا و امریکا ما رو تحریم کردن و تا می‌فهمن ایرانی هستیم دسترسی به منابع‌شون رو رومون می‌بندن؛  از داخل هم، تا تقّی به توقّی می‌خوره، سریع میان شیر اینترنت رو می‌بندن&#8230; بیچاره کاربر ایرانی اینترنت. توی این وانفسای بی-اینترنتی، نوشته‌ی طنزی رو از وبسایت <a href="http://www.dostan.net/view.asp?id=50108347490107993" target="_blank">دوستان</a> انتخاب کردم که امیدوارم لبخندی، هرچند کوچک و برای یک لحظه، روی لبانتون جابذاره.</p></blockquote>
<p>فرض کنید پشت کامیوترتون نشستید و مثلا می‌خواید مثل من یه پست جدید بنویسید، فایرفاکس رو باز می کنید، آدرسی رو تایپ می‌کنید و اینتر می‌زنید، صبر می‌کنید، بازم صبر می‌کنید، نخیر صفحه‌ای باز نمی‌شه. فکر می‌کنید فایرفاکس مشکل داره. اینترنت اکسپلورر، اپرا، سافاری، گوگل کروم و هرچی مرورگر دیگه می‌شناسید،  آزمایش می‌کنید. نخیر، باز نمی‌کنه. نیم ساعت می‌گذره. حسابی کلافه شدید&#8230; خب در این مواقع چی‌کار می‌کنید؟ من چندتا پیشنهاد دارم:</p>
<ol>
<li>فیلم ببینید.</li>
<li>اتاقتون رو تمیز کنید.</li>
<li>مجموعه‌ی یک‌هزار عکسی رو که دارید اسم هاشون رو عوض کنید و مرتب کنید.</li>
<li>هارد کامپیوتر رو دیفرگ کنید.</li>
<li>مین روب بازی کنید.</li>
<li><span id="more-1184"></span>دفتر تلفن تون رو مرتب کنید.</li>
<li>هشت لیوان آب بخورید.</li>
<li>یاد بگیرید چطوری می‌شه رقصید.</li>
<li>یک کتاب بخونید.</li>
<li>یک زنگی به دوستای قدیمی بزنید.</li>
<li>مانیتورتون رو تمیز کنید.</li>
<li>از یک تا  یک‌میلیون بشمارید.</li>
<li>برنامه های بی‌ربطی رو که روی کامپیوترتون نصب کردید و لازم ندارید آن-اینستال(!) کنید.</li>
<li>برید بیرون و تصادفی از آدم ها عکس بگیرید.</li>
<li>دیکشنری باز کنید و صدتا لغت جدید یاد بگیرید.</li>
<li>سعی کنید اسم یک فولدر رو روی کامپیوتر به con تغییر بدید.</li>
<li>به سعی تون ادامه بدید.</li>
<li>رجیستری ویندوز رو باز کنید و سعی کنید تمام کلیدهایی رو که با حرف a شروع می‌شن، حذف کنید.</li>
<li>دوش بگیرید.</li>
<li>یک چیزی بخورید.</li>
<li>با گیم های روی موبایل، خودتون رو سرگرم کنید اگر اسنیک باشه چه بهتر.</li>
<li>یک چیزی رو تیکه تیکه کنید.</li>
<li>خوب اون رو دوباره به هم بچسبونید.</li>
<li>یک زنگ به آی-اس-پی تون بزنید.</li>
<li>تو آینه نگاه کنید و سعی کنید باحال به نظر بیاید.</li>
<li>شکلک‌های دسکتاپ تون رو به اشکال مختلف مرتب کنید.</li>
<li>تمام ساعت هایی که در اطرافتون هست رو با هم تنظیم کنید.</li>
<li>توی مرورگرتون یک صفحه خالی باز کنید و مدام اف بزنید.</li>
<li>فایلهای ویدئو و ایمیج رو با نوت پد باز کنید.</li>
<li>یک نوت پد باز کنید و سعی کنید سی کاری رو که می‌شه وقتی اینترنت قطعه انجام داد، توش لیست کنید و بنویسید.</li>
</ol>
<p><strong>این سی مورد رو که انجام دادید بعدش حتما چک کنید ببینید مودم ای- دی-اس-ال تون به برق وصل هست یا نه شاید اصلا مشکل قطعی اینترنت خودتون باشید.</strong></p>
<p><strong>&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;</strong></p>
<p><strong>پ.ن. ۱ : </strong>کپی و چسباندن این نوشته، با  اینترنت پرسرعت(!) و بدون قطعی(!) و با سرعت ۱ مگابیت برثانیه، بیشتر از دو ساعت به درازا کشید. در مدتی که منتظر بودم تا این مطلب رو رو سایت ببرم، دو تا لیوان چایی خوردم، به ۲۰ نفر تلفن زدم، شام خوردم، با اهل خونه گپ زدم.</p>
<p><strong>پ.ن. ۲ :</strong> از دوست گرامی <a href="http://" target="_blank">سحر</a> که غیرمستقیم منبع نوشته رو بهم معرفی کرد، تشکر ویژه دارم.</p>
<p style='text-align:left'>&copy; 2010, <a href='http://daryush.ir'>داریوش نامه</a>. تمام حقوق محفوظ است. </p>
<h3  class="related_post_title"><strong>بیشتر بخوانید</strong></h3><ul class="related_post"><li><a href="http://daryush.ir/?p=1196" title="عشق مدرن!">عشق مدرن!</a> (0)</li><li><a href="http://daryush.ir/?p=959" title="اوبونتو محصول جدید مایکروسافت! سوتی شرکت دل">اوبونتو محصول جدید مایکروسافت! سوتی شرکت دل</a> (4)</li><li><a href="http://daryush.ir/?p=423" title="اگه سیستمهای عامل بشن خطوط هوایی&#8230;">اگه سیستمهای عامل بشن خطوط هوایی&#8230;</a> (0)</li><li><a href="http://daryush.ir/?p=375" title="دستورالعمل های شیرازی">دستورالعمل های شیرازی</a> (17)</li><li><a href="http://daryush.ir/?p=256" title="بیچاره اینترنت و فناوری اطلاعات">بیچاره اینترنت و فناوری اطلاعات</a> (8)</li></ul>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://daryush.ir/?feed=rss2&amp;p=1184</wfw:commentRss>
		<slash:comments>7</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>یلدا، شب ایرانی</title>
		<link>http://daryush.ir/?p=1148</link>
		<comments>http://daryush.ir/?p=1148#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 21 Dec 2009 20:30:22 +0000</pubDate>
		<dc:creator>داریوش</dc:creator>
				<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[مناسبتها]]></category>
		<category><![CDATA[آیین شب یلدا]]></category>
		<category><![CDATA[ایران شناسی]]></category>
		<category><![CDATA[یلدا]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://daryush.ir/?p=1148</guid>
		<description><![CDATA[شب یلدا، تاریخچه و مراسم - آخر پاییز 1388]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<style type="text/css">
	table.dptable {
	width:100%;
	border:0;
}
tr.dphead {
	background-color:#0066CC;
	color:#FFFFFF;
	font-weight:bold;
}
tr.dphead td a {
	color:#FFFFFF;
}
tr.dprow {
	background-color:#FFFFFF;
}
tr.dprowalt {
	background-color:#CCCCCC;
}
#dpcols-contact {
	text-align:center;
}
#intro {
}	</style><blockquote><p><a href="http://daryush.ir/wp-content/2009/12/yalda-1.jpg"><img class="size-medium wp-image-1150 alignleft" title="yalda-1" src="http://daryush.ir/wp-content/2009/12/yalda-1-300x246.jpg" alt="" width="182" height="149" /></a>ایرانیان قدیم شادی و نشاط را از موهبت های خدایی و غم و اندوه و تیره دلی را از پدیده های اهریمنی می پنداشتند. مراسم نوروز، جشن مهرگان، جشن سده، چهارشنبه سوری و شب یلدا و سنت های  دیگر در واقع بیانگر این حقیقت است که ایرانیان پس از رهایی از بیدادگری و ستم به شکرانه بازیافتن آزادی، جشن برپا می ساختند و پیروزی نیکی بر بدی و روشنایی بر تاریکی و داد بر ستم را گرامی می داشتند.</p></blockquote>
<p>شب یلدا نیز یکی از این موارد است. در دوران کهن، شب مظهر تاریکی و تباهی و وحشت بوده و اغلب سعی می کردند که شب هنگام با افروختن آتش و افزودن نور، خانه روشن باشد. تا پلیدی و تباهی در آن راه نیابد. شب یلدا طولانی ترین شب ها است. یعنی تسلط تاریکی بر زمین از تسلط نور خورشید و روشنایی می کاهد. و چون فردای این شب روشنایی بر ظلمت غالب و روز طولانی می شود، ایرانیان تولد دوباره خورشید را که مظهر روشنایی است جشن می گیرند.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://daryush.ir/wp-content/2009/12/shab-yalda.jpg"><img class="size-full wp-image-1151 aligncenter" title="shab yalda" src="http://daryush.ir/wp-content/2009/12/shab-yalda.jpg" alt="" width="455" height="572" /></a></p>
<p><span id="more-1148"></span>در ایران کهن هر یک از سی روز ماه، نامی ویژه دارد، که نام فرشتگان است. نام دوازده ماه سال نیز در میان آنهاست. در هر ماه روزی را که نام روز با نام ماه یکی باشد، جشن می گرفتند .</p>
<p>خور روز (دی گان)- یکم دی ماه- در ایران باستان در عین حال روز برابری انسان ها بود. در این روز همگان از جمله شاه لباس ساده می پوشیدند تا یکسان به نظر آیند و کسی حق دستور دادن به دیگری را نداشت و کارها داوطلبانه انجام می گرفت، نه تحت امر. در این روز جنگ کردن و خونریزی، حتی کشتن گوسفند و مرغ هم ممنوع بود. این موضوع را نیروهای متخاصم ایرانیان می دانستند و در جبهه ها رعایت می کردند و خونریزی موقتاً قطع می شد و بسیار دیده شده که همین قطع موقت جنگ، به صلح طولانی و صفا انجامیده بود.</p>
<p>دی ماه، در ایران کهن، چهار جشن، وجود داشت. نخستین روز دی ماه و روزهای هشتم، پانزدهم و بیست و سوم، سه روزی که نام ماه و نام روز یکی بود. و در این سی روز ماه، سه روز آن «دی» نام دارد و هر سه روز را در گذشته جشن می گرفتند. امروز از این چهار جشن تنها شب نخستین روز دی ماه، یا شب یلدا را جشن می گیرند، یعنی آخرین شب پاییز، نخستین شب زمستان، پایان قوس، آغاز جدی و درازترین شب سال.</p>
<p>یلدا از نظر معنی معادل با کلمه نوئل از ریشه ناتالیس رومی به معنی تولد است و نوئل از ریشه یلدا است. واژه یلدا سریانی و به معنی ولادت است. ولادت خورشید « مهر و میترا»  و رومیان آن را  ناتالیس انویکتوس  یعنی روز «تولد مهر شکست ناپذیر» می نامند. واژه یلدا، از دوران ساسانیان که متمایل به استفاده خط الفبای از راست به چپ سریانی شده بودند، به کار رفته است. یلدا- همان میلاد به معنای زایش- زاد روز یا تولد است که از آن زبان سامی وارد پارسی شده است. هنوز در بسیاری از نقاط ایران بویژه در جنوب و جنوب خاوری برای نامیدن بلندترین شب سال، به جای شب یلدا از واژه مرکب شب چله استفاده می شود.</p>
<p>همچنین گفته می شود وقتی میتراییسم از تمدن ایران باستان در جهان گسترش یافت، در روم وبسیاری از کشورهای اروپایی  روز ۲۱ دسامبر ( ۳۰ آذر )  به عنوان تولد میترا جشن گرفته می شد. ولی پس از قرن چهارم میلادی در پی اشتباهی که در محاسبه روز کبیسه رخ داد، این روز به ۲۵ دسامبر انتقال یافت.</p>
<h3><span style="color: #3366ff;"><strong>آیین شب یلدا یا شب چله</strong></span></h3>
<p>صدای پای یلدا آرام آرام به گوش می رسد . پدربزرگها و مادر بزرگها خانه را برای استقبال از فرزندان می آرایند و فرزندان و نوه ها نیز از آن سوی برای دیدار بزرگان خانواده بی قرارند.  برگزاری مراسم یلدا، آیینی خانوادگی است و گردهمایی ها به خویشاوندادن و دوستان نزدیک محدود می شود. ایران کشوری با فرهنگی غنی است که مردمانش بنا به ذوق و  سلیقه و طبیعت منطقه ای که در آن زیست می کنند هر یک برای برگزاری سنت های کهن آداب خاص خود را دارند.  آیین شب یلدا یا شب چله، خوردن آجیل مخصوص ، هندوانه، انار و شیرینی و میوه های گوناگون است که همه جنبه نمادی دارند و نشانه برکت، تندرستی، فراوانی و شادکامی هستند.</p>
<h3><span style="color: #3366ff;">فال حافظ و شاهنامه خوانی</span></h3>
<p>یکی دیگر از رسم های شب یلدا، «فال حافظ گرفتن»  است اگر رسم ها و آیین های دیگر یلدا را میراثی از فرهنگ چند هزار ساله بدانیم ولی فال حافظ گرفتن در شب یلدا در سده های اخیر به رسم های شب یلدا افزوده شده است.</p>
<p>شاهنامه خوانی و قصه گویی پدربزرگ و مادربزرگ دور کرسی برای کوچکترها نیز از آیین های یلدا است که خاطرات شیرینی برای بزرگسالی آنها فراهم می آورد.</p>
<p>شب یلدای خوبی داشته باشید و امیدوارم جوجه هاتونو به موقع شمرده باشید!</p>
<p style='text-align:left'>&copy; 2009, <a href='http://daryush.ir'>داریوش نامه</a>. تمام حقوق محفوظ است. </p>
<h3  class="related_post_title"><strong>بیشتر بخوانید</strong></h3><ul class="related_post"><li><a href="http://daryush.ir/?p=285" title="صبح صادق ندمد تا شب یلدا نرود">صبح صادق ندمد تا شب یلدا نرود</a> (6)</li></ul>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://daryush.ir/?feed=rss2&amp;p=1148</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>به استاد شجریان رأی دهیم &#8211; عید قربان هم مبارک</title>
		<link>http://daryush.ir/?p=1104</link>
		<comments>http://daryush.ir/?p=1104#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 24 Nov 2009 19:48:44 +0000</pubDate>
		<dc:creator>داریوش</dc:creator>
				<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[دست نوشته ها]]></category>
		<category><![CDATA[مذهبی]]></category>
		<category><![CDATA[مشاهیر]]></category>
		<category><![CDATA[معرفی]]></category>
		<category><![CDATA[مناسبتها]]></category>
		<category><![CDATA[انتخاب شجریان]]></category>
		<category><![CDATA[خواننگان قرن]]></category>
		<category><![CDATA[شجریان]]></category>
		<category><![CDATA[صدای ماندگار]]></category>
		<category><![CDATA[عید قربان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://daryush.ir/?p=1104</guid>
		<description><![CDATA[انتخاب استاد شجریان به عنوان صدای ماندگار قرن و تاریخ - عید قربان 1388 مبارک]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<style type="text/css">
	table.dptable {
	width:100%;
	border:0;
}
tr.dphead {
	background-color:#0066CC;
	color:#FFFFFF;
	font-weight:bold;
}
tr.dphead td a {
	color:#FFFFFF;
}
tr.dprow {
	background-color:#FFFFFF;
}
tr.dprowalt {
	background-color:#CCCCCC;
}
#dpcols-contact {
	text-align:center;
}
#intro {
}	</style><blockquote><p><a href="http://daryush.ir/wp-content/2009/11/Shajarian.jpg"><img class="size-full wp-image-1105 alignleft" title="Shajarian" src="http://daryush.ir/wp-content/2009/11/Shajarian.jpg" alt="Shajarian" width="134" height="167" /></a>اخیرا در وبگردی های روزانه به سایتی برخوردم که قرار شده در ژانویه سال ۲۰۱۰ میلادی، از بین بیش از ۵۰ صدای برگزیده، ۵ نفر رو به انتخاب بقیه، معرفی کنه. البته این تعداد هم اکنون به بیش از ۸۵ خواننده رسیده&#8230;</p></blockquote>
<p>در بین این صداهای ماندگار، اشخاص مشهوری رو می بینیم که برای من از همه مشهورتر، <strong>استاد محمدرضا شجریان</strong>، بود. همه، استاد رو می شناسیم و عمری با نوای «<strong>ربنا</strong>»ی ایشون روزه هامون رو در ماه مبارک رمضون افطار کردیم. همه، صدای گرم استاد رو شنیدیم و می شنویم و ترانه هاش رو زمزمه می کنیم و دوست داریم.</p>
<p>خیلی خوشحال شدم که اسم و تصویر ایشون رو در این جمع دیدم و می دونم که شما هم مثل من با رأی دادن به ایشون، باعث می شید و دوست دارید که به عنوان صدای برتر انتخاب بشه. کافیه روی عکس ایشون، روی علامت مثبت کلیک کرده و بعد از گذاشتن کامنت گزینه all done  رو انتخاب کنید، فقط همین! این تنها کاریه که می تونیم برای ایشون انجام بدیم. البته می تونید چهار نفر دیگه رو هم به همین ترتیب انتخاب کنید.</p>
<p>پس عجله کنید، بقیه رو هم خبردار کنید تا با این کار باعث بشیم نام استاد و نام ایران، جهانی بشه. روی لینک زیر کلیک کنید :</p>
<p style="text-align: center;"><strong><a href="http://feedproxy.google.com/%7Er/balatarfeed/%7E3/gfA4u3QvE7Y/story.php?utm_source=feedburner&amp;utm_medium=email" target="_blank">انتخاب صدای ماندگار</a></strong></p>
<p>&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;-</p>
<p><strong>پ.ن : راستی عید قربان، عید یگانه پرستان، بر تمامی شما مبارک </strong></p>
<p style="text-align: center;"><strong><div class="note"><div class="notetip"> <a href="http://daryush.ir/wp-content/2009/11/eid-ghorban.jpeg"><img class="size-full wp-image-1112   aligncenter" title="eid-ghorban" src="http://daryush.ir/wp-content/2009/11/eid-ghorban.jpeg" alt="eid-ghorban" width="132" height="92" /></a></strong><strong> </strong></p>
<p style="text-align: center;"><strong>کعبه یک سنگ نشانی است که ره گم نکنند</strong></p>
<p style="text-align: center;"><strong>حاجی احرام دگر بند، ببین یار کجاست</div></div></strong></p>
<p><strong>یه سوال : </strong>یه نفر ازم یه سوال در مورد عید قربان کرد، شما هم  فکر کنید،</p>
<blockquote><p><strong>فکر کنید اگه حضرت ابراهبم (ع)، به جای پسرش، مقرر می شدزنشو قربونی کنه، این مراسم به چه شکلی برگزار می شد؟<br />
</strong></p></blockquote>
<p><strong><br />
</strong></p>
<p style='text-align:left'>&copy; 2009, <a href='http://daryush.ir'>داریوش نامه</a>. تمام حقوق محفوظ است. </p>
<h3  class="related_post_title"><strong>بیشتر بخوانید</strong></h3><ul class="related_post"><li><a href="http://daryush.ir/?p=1046" title="استاد پرویز مشکاتیان، درگذشت">استاد پرویز مشکاتیان، درگذشت</a> (3)</li></ul>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://daryush.ir/?feed=rss2&amp;p=1104</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>استاد پرویز مشکاتیان، درگذشت</title>
		<link>http://daryush.ir/?p=1046</link>
		<comments>http://daryush.ir/?p=1046#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 21 Sep 2009 18:59:03 +0000</pubDate>
		<dc:creator>داریوش</dc:creator>
				<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[صوت و تصویر]]></category>
		<category><![CDATA[مشاهیر]]></category>
		<category><![CDATA[مناسبتها]]></category>
		<category><![CDATA[آهنگساز]]></category>
		<category><![CDATA[استاد سنتور]]></category>
		<category><![CDATA[شجریان]]></category>
		<category><![CDATA[پرویز مشکاتیان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://daryush.ir/?p=1046</guid>
		<description><![CDATA[استاد پرویز مشکاتیان درگذشت]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<style type="text/css">
	table.dptable {
	width:100%;
	border:0;
}
tr.dphead {
	background-color:#0066CC;
	color:#FFFFFF;
	font-weight:bold;
}
tr.dphead td a {
	color:#FFFFFF;
}
tr.dprow {
	background-color:#FFFFFF;
}
tr.dprowalt {
	background-color:#CCCCCC;
}
#dpcols-contact {
	text-align:center;
}
#intro {
}	</style><blockquote><p><img class="alignleft" title="استاد پرویز مشکاتیان" src="http://ilna.ir/SmartPicture.aspx?f=uploads/1388-6-30/meskatian.jpg&amp;w=150&amp;h=1" alt="" width="100" height="150" />با خبر شدیم امروز، سی‌ام شهریورماه ۱۳۸۸ استاد پرویز مشکاتیان، استاد و آهنگساز برجسته سنتور بدلیل نارسایی قلبی و در سن ۵۴ سالگی در منزل دار فانی را وداع گفت.</p></blockquote>
<p>پرویز مشکاتیان در ۲۴ اردیبهشت ۱۳۳۴ در نیشابور به دنیا آمد و کار هنری خود را در شش سالگی با پدرش، مرحوم حسن مشکاتیان که استاد سنتورنوازی و آشنا با ویولن و سه‌تار بود، آغاز کرد. وی با ادامه آموختن موسیقی در طول تحصیل، در سال ۱۳۵۳ وارد دانشکده هنرهای زیبا در دانشگاه تهران شد.</p>
<p><span id="more-1046"></span></p>
<p>مشکاتیان، ردیف میرزا عبدالله را نزد استاد نورعلی برومند و دکتر داریوش صفوت و مبانی موسیقی ایرانی را نزد اساتیدی چون دکتر محمدتقی مسعودیه، عبدالله دوامی، سعید هرمزی و یوسف فروتن فراگرفت. او کار سنتورنوازی خود را به شیوه رسمی در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی آغاز کرد و کارهای بزرگ فراوانی را در زمینه آهنگسازی وسنتورنوازی به ویژه تکنوازی انجام داد.</p>
<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter" title="استاد پرویز مشکاتیان" src="http://parvizmeshkatian.org/photos/resized/roll2/conc.jpg" alt="" width="450" height="449" /></p>
<p>مرحوم مشکاتیان در آزمون موسیقی باربد که به ابتکار استاد نورعلی برومند برگزار می‌شد، به همراه پشنگ کامکار مشترکاً جایگاه نخست را به دست آورد.</p>
<p>مشکاتیان از سال ۱۳۵۶، همکاری با رادیو را زیر نظر هوشنگ ابتهاج آغاز کرد و پس از آن مؤسسه چاووش را با همکاری هنرمندان گروه عارف و شیدا تشکیل داد. سپس با همکاری شهرام ناظری، تصنیف «مرا عاشق» را بر روی شعر مولانا ساخت. از سال ۱۳۵۸ تا سال ۱۳۶۷ با محمدرضا شجریان همکاری داشت که نتیجه این همکاری، آثار ماندگاری چون بیداد، آستان جانان، سرّ عشق، نوا و دستان بود. وی در همه این آثار، به عنوان آهنگ‌ساز و نوازنده سنتور (در سِرّ عشق به عنوان نوازنده سه‌تار) همکاری داشت.</p>
<p>او همچنین کارهای بسیار پرباری با نوازندگانی چون حسین علیزاده (سرپرست گروه عارف و گروه شیدا) و محمدرضا لطفی (سرپرست گروه شیدا) دارد.</p>
<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter" title="استاد پرویز مشکاتیان و شجریان" src="http://media.farsnews.com/%5CMedia%5C8607%5CImageReports%5C8607240010%5C9_8607240010_L600.jpg" alt="" width="514" height="357" /></p>
<p>پس از قطع همکاری با محمدرضا شجریان، وی با خوانندگانی چون علی جهاندار، ایرج بسطامی، علیرضا افتخاری، حمیدرضا نوربخش، علی رستمیان و شهرام ناظری همکاری کرد. او همچنین در فستیوال جهانی موسیقی تحت عنوان (روح زمین) در کشور انگلستان شرکت کرد و مقام نخست را بدست آورد.</p>
<p>وی در روزهای ۶ تا ۹ آذر ۱۳۸۶ به عنوان سرپرست گروه عارف کنسرتی در تهران برگزار کرد که حمیدرضا نوربخش به عنوان خواننده در آن شرکت داشت.</p>
<p>مشکاتیان، کتاب‌های فراوانی در زمینه سنتور و موسیقی ایرانی تألیف کرده‌است.</p>
<p>دعوتتون می‌کنم تصنیف خاطره‌انگیز &#8220;<strong>همراه شو عزیز</strong>&#8221; یا &#8220;<strong>رزم مشترک</strong>&#8221; را که از کارهای این استاد گرانمایه است و همه شنیده‌ایم، دوباره بشنویم :</p>
<p style="text-align: center;"></p>
<p style="text-align: center;">
<p style="text-align: center;">
<p>ویدئوی نوازندگی سنتور و بسیار دیدنی زیر رو که از آثار این استاد چیره دست است، هم ببینید:</p>
<p style="text-align: center;">
<p style="text-align: center;"></p>
<p style="text-align: center;">
<p><strong>&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;-</strong></p>
<p><strong>داریوش نامه</strong>، درگذشت و فقدان استاد پرویز مشکاتیان را به خانواده آن مرحوم، جامعه هنری و نیز هموطنان عزیز تسلیت می‌گوید.</p>
<p style='text-align:left'>&copy; 2009, <a href='http://daryush.ir'>داریوش نامه</a>. تمام حقوق محفوظ است. </p>
<h3  class="related_post_title"><strong>بیشتر بخوانید</strong></h3><ul class="related_post"><li><a href="http://daryush.ir/?p=1104" title="به استاد شجریان رأی دهیم &#8211; عید قربان هم مبارک">به استاد شجریان رأی دهیم &#8211; عید قربان هم مبارک</a> (1)</li></ul>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://daryush.ir/?feed=rss2&amp;p=1046</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
<enclosure url="http://daryush.persiangig.com/audio/razm.mp3" length="2580446" type="audio/mpeg" />
<enclosure url="http://daryush.persiangig.com/video/shoor-angiz.flv" length="8355586" type="video/x-flv" />
		</item>
		<item>
		<title>حق من به عنوان یک ایرانی چیه؟</title>
		<link>http://daryush.ir/?p=852</link>
		<comments>http://daryush.ir/?p=852#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 26 Jun 2009 15:47:43 +0000</pubDate>
		<dc:creator>داریوش</dc:creator>
				<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[دست نوشته ها]]></category>
		<category><![CDATA[اعتراضات]]></category>
		<category><![CDATA[انتخابات]]></category>
		<category><![CDATA[حراست]]></category>
		<category><![CDATA[حقوق]]></category>
		<category><![CDATA[مردم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://daryush.ir/?p=852</guid>
		<description><![CDATA[من به عنوان یک ایرانی چه حقی دارم؟]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<style type="text/css">
	table.dptable {
	width:100%;
	border:0;
}
tr.dphead {
	background-color:#0066CC;
	color:#FFFFFF;
	font-weight:bold;
}
tr.dphead td a {
	color:#FFFFFF;
}
tr.dprow {
	background-color:#FFFFFF;
}
tr.dprowalt {
	background-color:#CCCCCC;
}
#dpcols-contact {
	text-align:center;
}
#intro {
}	</style><blockquote><p><img class="alignleft" src="http://daryush.ir/wp-content/2009/06/0.jpg" alt="اعتراضات" /><br />
این روزها مردم و کشورمون روزهای سختی رو می گذرونن. انتخابات ظاهرا انجام شده و ظاهرا نتیجه اون هم قطعی شده. ولی مردمی که خودشون تلاش و تبلیغ برای شرکت در انتخابات داشتند احساس می کنند که فریب خورده اند و رأی شان به سرقت رفته. بحث  و اعتراض بسیار زیاده و درگیریها و کشت و کشتار و جراحتها، بازداشتها، محدودیتها، زیرپا گذاشتن قوانین، شانه از زیر بار مسئولیت خالی کردن و &#8230; اونقدر زیاد شده که کار دیگه داره به جاهای باریک می کشه.  همه جا دم از قانون می زنن و مردم رو به قانون شکنی متهم می کنن. کجای قانون داریم که نارضایتی و بحث و حتی مخالفت با قانون و نظام جرمه؟ مردم چه حق و حقوقی دارن؟ آیا مردم اصلا حقی دارن؟</p></blockquote>
<p><div class="note"><div class="notehelp">الان که این مطلب رو می خوام بنویسم، شک دارم آیا منتشرش کنم یا نه. شاید به ضررم تموم بشه شایدم نه. اصلا یکی از دلایلی که منو ترغیب می کنه اینو بنویسم، همین موضوع شک و عدم اطلاعه  &#8230;</div></div></p>
<p>درکشوری زندگی می کنیم که قانون اساسی داره،  رئیس جمهور داره، مجلس خبرگان داره، شورای مصلحت نظام داره، شورای نگهبان داره، مجلس داره، شورای شهر داره، اسلامیه و رهبر  داره و نظام اون هم جمهوریه،  ولی فراموش شده که مردم هم داره.  مردمی که در انتخابات شرکت کردند و البته این دفعه برخلاف دوره های گذشته، بسیار آگاهانه تر، پرشور و حرارت،  و با شعور بالای سیاسی و اقتصادی،  و هدفمندتر شرکت کردند. ولی در نهایت به نظر رسید که رإی اونها نادیده گرفته شده &#8230;</p>
<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter" src="http://daryush.ir/wp-content/2009/06/5.jpg" alt="موج سبز" /></p>
<p><span id="more-852"></span>من به میرحسین موسوی رأی دادم ولی به اعتقاد من درصورتیکه انتخابات و رقابت سالم باشه، نتیجه ی اون هرچی که باشه محترمه و به رأی بقیه هم احترام می ذارم و کاندیدای قبول شده، رئیس جمهور من نیز خواهد بود، همونطور که در دوره های گذشته نیز همینطور بوده. ولی در این چند مدت متاسفانه  متوجه شدم که در این انتخابات اخیر همه چی درنظر گرفته شده بود جز مردم، رأی مردم  و <strong>حق</strong> اونها و البته این نتیجه به دلیل این بوده که پاسخ صحیحی دریافت نکردم. گاهی اثبات یک موضوع و گاهی اثبات خلاف یک موضوع لازمه. این دفعه اثبات خلاف یه موضوع باید انجام بشه، یعنی رأی من در سرنوشتم تأثیر داشته؟</p>
<p><strong>من می دونم که آزادی حق منه</strong> و <strong>من به اندازه یک نفر ایرانی در تعیین سرنوشت خود و کشورم دخیل هستم</strong>. ولی به نظر می رسه که رأی همه (تاکید می کنم همه ی شرکت کنندگان)  نادیده گرفته شده.</p>
<p><strong>من حق دارم مثل بقیه بدونم رأی من آیا در شمارش دخالت داشته یا نه؟</strong> تاکنون که قانع نشدم. اصولا من آدمی نیستم که بدون سند و مدرک چیزی رو قبول کنم ولی متاسفانه برام مسجل شده که این انتخابات کاملا تشریفاتی بوده و ما بازیچه ای بودیم برای فیلمی تبلیغاتی که سیاهی لشگر کم داشت.</p>
<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter" src="http://daryush.ir/wp-content/2009/06/7.jpg" alt="سرکوب مردم" width="404" height="287" /></p>
<p>تا اونجا که <strong>من می دونم و این روزها دیگه همه می دونن، هرکسی می تونه مخالفت خودشو با نظام و حکومت ابراز کنه و این با عداوت و دشمنی (که ممنوعه) فرق داره</strong>. البته با این نوشته که پیش روی شماست من شک دارم که از تیر و ترکش القابی مثل «<strong>تحریک</strong>»، «<strong>تشویش اذهان</strong>»، «<strong>محارب</strong>»، «<strong>آشوبگر و شورشی</strong>»، «<strong>دشمن نظام</strong>»، «<strong>وطن فروش</strong>»، «<strong>عنصر ضد انقلاب</strong>»، «<strong>جاسوس بیگانگان</strong>» و القاب مشابه جون سالم به در ببرم و به بیگانگان و گروهکهای دشمن نظام و انقلاب منصوب نشم!. اصولا ما از قانون چی می دونیم و قانون چه حقی برای ما  قائل شده؟</p>
<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter" src="http://daryush.ir/wp-content/2009/06/6.jpg" alt="تظاهرات" width="397" height="222" /></p>
<p><strong>من می دونم که در قانون اساسی، بازداشت بدون مدرک ممنوعه و باید ظرف حداکثر ۲۴ ساعت پرونده بازداشتی مستدل تنظیم و به دادگاه جهت قضاوت ارسال شود.</strong></p>
<p style="text-align: center;"><strong>من می دونم که مطابق آیات صریح قرآن، «هیچکس حق کشتن دیگران را ندارد مخصوصا اینکه آن شخص قاتل هم نباشد»</strong>،  کشتار و قتل عام بدون اینکه کسی را کشته باشند،دیگه جای خود داره و جوابگوی قیامت خودشون باید باشن.<br />
<img class="aligncenter" src="http://daryush.ir/wp-content/2009/06/12.jpg" alt="کشتار مردم" width="399" height="306" /></p>
<p><strong>من می دونم که بیاینه دوازدهم حقوق بشر اعلام می کنه که هیچ قانونی حق مداخله در زندگی خصوصی و حریم خصوصی مردم رو نداره.</strong>
</p>
<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter" src="http://daryush.ir/wp-content/2009/06/9.jpg" alt="حمله به دانشگاه" width="390" height="258" /></p>
<p><strong>من می دونم حق مردمه که تجمع مسالمت آمیز و نامخالف با اسلام داشته باشن</strong>. عدم ارائه مجوز برای تجمع ناراضیان و معترضان در حالیکه طبق قانون نیازی به مجوز نیست و البته یادم هست که برای برنده این انتخابات &#8211; آقای احمدی نژاد &#8211; جشن خیابانی و تجمع انجام شد و از شبکه سراسری رادیو و تلویزیون هم لحظه به لحظه پخش شد.</p>
<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter" src="http://daryush.ir/wp-content/2009/06/11.jpg" alt="حمله به مردم" width="399" height="249" /></p>
<p><strong>من می دونم حق مردمه که آزادی بیان و امنیت اجتماعی داشته باشن</strong>. سرکوب اعتراضات مردم و کشتار و خرابکاری اموال مردم، و اغتشاشگر و شورشگر نامیدن مردم بیگناهی که فقط اعتراض داشتند.</p>
<p><strong>من می دونم ارتباطات حق مردمه</strong>. مردم حق دارن ببینن و با شعور خودشون قضاوت کنن و تصمیم بگیرن. مطمئنا من وطنم رو به هیچ شخص و کشور و تمدنی نخواهم فروخت ولی بستن چشم و گوش و دست و پای مردم، علاوه بر توهین به شعور اونها، آزادیشون رو هم زیر سوال می بره.  بستن تمامی راههای ارتباطی مردم قبل شروع انتخابات از جمله پیامک و سایتهای اشتراک اجتماعی معروف و معتبر مثل فیس بوک و توییتر و یوتیوب و نیز کاهش ۸۵ درصدی پهنای باند اینترنت، باعث می شه که مردم به سمت و سوی اونها تشویق بشن.</p>
<p>با ارسال پارازیت بر روی ماهواره های بی بی سی و صدای آمریکا در منطقه (به نظر می رسید که افغانستان و تاجیکستان فارسی زبان نیز باید به پای ما بسوزند!) تونستن جلوی چشم مردم ما رو بگیرن ولی آیا تونستن جلوی موبایل های دوربین دار با کیفیت و بلوتوث رو بگیرن و راه کاربران باهوش و ماهر و جست و جوگر اینترنت رو سد کنن و این شد که معترضان تونستن بیش از ۶۰ هزار ویدئوی موبایلی به سایتهای انتشار فیلم (مثل یوتیوب) ارسال کنن. انتشار برنامه ها و شیوه ها و پروکسی های مختلف از طریق مسنجرها و ایمیل بسرعت و شدت ادامه داشت و مردم به کمک متبحران اینترنتی تونستند حتی سواد رایانه ای خودشونو به سرعت بالاببرن و دسترسی های ممنوع شده رو دور بزنن.</p>
<p><strong>من می دونم مردم حق دارن از رسانه ملی خودشون اخبار صحیح دریافت کنن</strong>. پخش اخبار تحریف شده و ناخالص و نیز ترجمه های غلط و با غرض و ارائه به مردم، باعث بدبینی مردم به این سرانه سراسری شد.  نمونه اش کاربرد معنی آشوبگر یا اغتشاشگر برای  protester که در اصل معنی <strong>معترض</strong> می ده. خنده داره که در یکی از سریالهای پرطرفدار امروزی -جومانگ- کلمه ای به کار برده می شه که در فرهنگ ما معنی بدی را تداعی می کنه: <strong>چوسان. </strong>این کلمه دائما تکرار می شه و صدا و سیما به لحاظ امانتداری(!) اونو دستکاری نمی کنه ولی در همون حال یک جمله از آقای اوباما که به انگلیسی می گه : <strong>به معترضین اجازه اعتراض بدهید</strong>، ترجمه می کنه : <strong>به اغتشاشگران اجازه دهید شورش کنند</strong> (!). این مسأله باعث عدم اعتماد به صدا و سیما شده و فکر کنم برگشتن به حالت عادی برای صدا و سیما اگر ناممکن نباشه، خیلی سخته.</p>
<p><strong>من می دونم که مردم به نیروی پلیس که حامی جان و مالشون باشه نیاز دارن</strong>. نیروی انتظامی اعلام می کنه مردم مسئول جان و مال خودشونن. خب اینجا این سوال پیش میاد که نیروی انتظامی در این بین چکاره است؟ تقریبا تموم فیلمهایی که دیدیم و در جهان نیز پخش شده کشتار مردم و خراب کردن بی دلیل اموال مردم توسط نیروهای ضدشورش (من واقعا تعجب کردم که این نیروها در لباس پلیس،  ماشین و شیشه مغازه ها و خونه های مردم رو طوری خراب کنن که انگار پدرکشتگی و کینه از صاحباشون دارن نه انکه حامی مال و جان و ناموس و آبروی مردمند!!!) به رگبار بستن مردم توسط افراد ناشناس در رکاب نیروی انتظامی و نیروهای ضدشورش، تیراندازی به افراد عادی مثل <strong>نداصالحی</strong> که درحال صحبت با موبالش بود و اصلا داخل جمعیت معترضین نبود، مثل بمب در تمام دنیا پیچید و خشم و احساسات تمام مردم دنیا و جوامع بشری رو برانگیخت&#8230;</p>
<p style="text-align: center;"><img class="aligncenter" src="http://daryush.ir/wp-content/2009/06/4.jpg" alt="حمله به مردم" width="430" height="286" /></p>
<p><strong>من می دونم مردم دوست دارن بدونن چه خبره؟ چرا سانسور و چرا محدودیت و چرا سکوت</strong>؟ چرا تاکنون نتونستن مردم رو راضی کنن؟ چرا آمارهایی ارائه می دن که اعنبارشون سریعا زیر سوال میره؟ چرا پاسخهایی می دن که مردم عادی هم قانع نمی شن؟ چرا ما نباید جیزی بدونیم؟چرا مردم ناراضی اند؟ چرا و به چه چیزی اعتراض دارند؟ چرا سریعا تکلیف روشن نمی شه؟</p>
<h3 style="text-align: center;"><span style="color: #ff0000;"><strong><div class="note"><div class="noteimportant">من می دونم که ذاتا، شرعا و قانونا باید خیلی حق و حقوق داشته باشم ولی چرا ندارم؟</div></div></strong></span></h3>
<p>سوالهای دیگه ای هم هست که پرسیدنش دیگه خسته کننده شده : چرا وضع معیشتی من اینقدر خرابه؟ چرا شرمسار خانواده ام هستم؟ چرا خونه و مسکن ندارم؟ چرا مردم مثل من افسرده شدن؟ چرا خنده برلب کسی نیست؟ و &#8230;</p>
<h3 style="text-align: center;"><strong><span style="color: #ff0000;"><div class="note"><div class="noteimportant">اصولا ما چه حقی داریم؟ اصلا آیا من مجازم این سوال رو بپرسم؟ کسی می تونه جواب بده؟</div></div><br />
</span></strong></h3>
<p style='text-align:left'>&copy; 2009, <a href='http://daryush.ir'>داریوش نامه</a>. تمام حقوق محفوظ است. </p>
<h3  class="related_post_title"><strong>بیشتر بخوانید</strong></h3><ul class="related_post"><li><a href="http://daryush.ir/?p=239" title="خلیجِ شرمندۀ فارس، فارسِ شرمندۀ خلیج">خلیجِ شرمندۀ فارس، فارسِ شرمندۀ خلیج</a> (56)</li></ul>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://daryush.ir/?feed=rss2&amp;p=852</wfw:commentRss>
		<slash:comments>6</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>بررسی وضعیت فناوری اطلاعات در دولت نهم</title>
		<link>http://daryush.ir/?p=798</link>
		<comments>http://daryush.ir/?p=798#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 09 Jun 2009 20:01:42 +0000</pubDate>
		<dc:creator>داریوش</dc:creator>
				<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[دست نوشته ها]]></category>
		<category><![CDATA[رایانه، اینترنت و شبکه]]></category>
		<category><![CDATA[آی تی]]></category>
		<category><![CDATA[احمدی نژاد]]></category>
		<category><![CDATA[توسعه]]></category>
		<category><![CDATA[دولت نهم]]></category>
		<category><![CDATA[فناوری اطلاعات]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://daryush.ir/?p=798</guid>
		<description><![CDATA[نقش دولت نهم در توسعه فناوری اطلاعات]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<style type="text/css">
	table.dptable {
	width:100%;
	border:0;
}
tr.dphead {
	background-color:#0066CC;
	color:#FFFFFF;
	font-weight:bold;
}
tr.dphead td a {
	color:#FFFFFF;
}
tr.dprow {
	background-color:#FFFFFF;
}
tr.dprowalt {
	background-color:#CCCCCC;
}
#dpcols-contact {
	text-align:center;
}
#intro {
}	</style><blockquote><p><img class="size-full wp-image-801 alignleft" title="it" src="http://daryush.ir/wp-content/2009/06/it.jpg" alt="it" width="103" height="115" />به پیشنهاد دوست عزیزم جناب آقای صفایی از وبلاگ «<a href="http://it-eng.blogfa.com/" target="_blank">تازه های آی تی</a>»  بررسی و تحقیقی اجمالی از وضعیت توسعه، بهبود یا کمبودها در زمینه ی فناوری اطلاعات در دولت نهم انجام دادم  که اینجا می بینید.</p></blockquote>
<p>مطالبی که در پیش رو خواهید داشت، صرفا جنبه تحقیقاتی و بی طرفانه دارد هرچند که  طرفدار جناب آقای مهندس موسوی هستم. این نوشته بدون ارائه ی آمارها و نمودارهای عجیب و قریبی که این روزها مد شده، با توجه به سوابق ذهنی و تجربیات و مطالعات خودم در حوزه آی تی، تقدیم می شود.</p>
<p style="padding-left: 30px;"><div class="note"><div class="noteimportant">درصورتیکه دوستان توضیحات و آمار روشن کننده دیگه ای دارند، دعوت می کنم  دیدگاههای خود را حتما و بدون احساسات گسترده ای که این روزها همه را فراگرفته، بنویسند.</div></div></p>
<p style="padding-left: 30px;">
<div style="text-align: center;"><img class="alignnone size-full wp-image-802" title="9th-government" src="http://daryush.ir/wp-content/2009/06/9th-government.jpg" alt="9th-government" width="400" height="400" /></div>
<div>با هم می خوانیم:</div>
<p style="padding-left: 30px;"><span id="more-798"></span></p>
<p style="padding-left: 30px;"><strong>اینترنت پرسرعت برای همه</strong></p>
<p>اولین نکته ای که در این دوره شاهد بودیم، توسعه ارائه اینترنت پرسرعت برای همگان بود که بلافاصله با تحقیر کردن مشترکان و تصمیم یکطرفه وزارت فناوری اطلاعات، قرار شد حداکثر سرعت ۱۲۸ کیلوبیت تعیین شود و البته همانطور که می دانیم این عدد را باید بر ۸ تقسیم کنیم تا به سرعت دانلود ۱۶ کیلوبایت در ثانیه برسیم. توجه کنید که مشترکان ADSL معمولا بصورت مشترک روی یک پورت تعیین می شوند و اگر همزمان ۴ مشترک فعال باشند، سرعت به حداکثر ۴ کیلوبایت در ثانیه در خواهد رسید.  این درحالی است که در کشورهای همسایه، مثل قطر، <strong>اینترنت رایگان</strong> حداقل ۵۱۲ کیلوبایت در ثانیه داریم.</p>
<p><strong>مشترک گرامی دسترسی ممنوع</strong></p>
<p>مسئله فیلترینگ که از دولت آقای خاتمی شروع شد، در دولت نهم به حداکثر خود رسید. به کار گیری روباتها و نرم افزارهای جدید که فیلترینگ قوی تر و باهوش تر دارند، در این دوره انجام شد. مسدود شدن بی مورد بسیاری از سایت ها و وبلاگ ها، کاملا مشهود است.</p>
<p><strong>حکم اعدام برای وبلاگ نویس ها</strong></p>
<p>عجیب ترین حکمی که در حوزه آی تی و در دولت نهم صادر شد، حکم اعدام برای وبلاگ نویسان بود.  بهانه نیز &#8220;تشویش اذهان عمومی&#8221; و &#8220;محاربه&#8221; و احکام مشابه بود.</p>
<p><strong>فناوری voip</strong></p>
<p>امروز نزدیک به یک دهه از ورود فناوری نوین voip به کشور می‌گذرد و این در حالیست که ۲۰۰ شرکت خصوصی با سرمایه‌ای بالغ بر دو هزار میلیارد ریال در ارایه خدمات تلفن اینترنتی و کاهش ۸۰ درصدی هزینه مکالمات بین الملل نقشی موثر را ایفا می‌کند.برخلاف سرمایه‌گذاری بخش خصوصی در این حوزه از ابتدای امر تاکنون ُمتاسفانه حمایتی از سوی دولت خدمتگزار نهم مشهود نیست حمایتی که مدتی است بخش خصوصی انتظار آن را می‌کشد. صدور یا تمدید پروانه فعالیت شرکت‌های تلفن اینترنتی هم اکنون معضلی شده به طوری‌که فعالان این حوزه را بر آن داشت تا حتی با وجود ضیق وقت حدود ۳۰ شرکت به نمایندگی از ۲۰۰ شرکت فعال نامه ای مبنی بر تمدید شرکت های voip ارسال کنند . بی اعتناعی دولت نهم در جهت تشویق بخش خصوصی فناوری ارتباطات در راستای مشارکت سرمایه گذاری در این حوزه نسبت به دولت هشتم سبب گسترش و رواج بازار قاچاق و خاکستری شده است.</p>
<p><strong>پارک های فناوری اطلاعات</strong></p>
<p>در سال ۸۳، ۱۳ پارک علم و فناوری و هم اکنون ۲۲ پارک علم و فناوری در کشور داریم ، تعداد مراکز رشد از ۳۸ مرکز به ۷۸ مرکز و تعداد واحد های فناور در سال ۸۳، برابر با ۵۷۵ و در حال حاضر نزدیک به ۱۵۰۰ واحد فناور در کشور داریم.</p>
<p><strong>توسعه آموزش الکترونیکی</strong></p>
<p>توسعه آموزش الکترونیکی در بسیاری از دانشگاهها و مدارس با استفاده از توان داخلی و همچنین ایجاد شبکه یکپارچه ارتباطی در دانشگاهها بویژه دانشگاه پیام نور جهت توسعه آموزش الکترونیکی و آموزش های مجازی و رشته های جدید آموزش الکترونیکی و مجازی در دانشگاههای معتبر، از گامهای اساسی توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات در مجامع آموزشی و فرهنگی در دولت نهم می باشد.</p>
<p><strong>توسعه دفاتر آی سی تی روستایی</strong></p>
<p>گسترش طرح دفاتر فناوری اطلاعات و ارتباطات روستایی و ایجاد دفاتر پیشخوان دولت الکترونیکی در تمامی دفاتر فاوا روستایی و نیز احداث دفاتر خدمات الکترونیکی دولت در شهرها از فعالیتهای موثر در توسعه فناوری اطلاعات و ارائه خدمات سریع ، شفاف و دقیق به شهروندان و روستائیان عزیز می باشد. البته این نکته را مدنظر داشته باشید که در برخی نقاط روستایی که دفتر آی سی تی دارد، هنوز گازکشی موجود نیست و راه و جاده مناسبی ندارند.</p>
<div><strong>توسعه تلفن ثابت روستایی</strong></div>
<div><strong><span style="font-weight: normal; ">طرح توسعه تلفن ثابت در روستاهها که از دوره آقای خاتمی شروع شده بود در این دوره نیز ادامه و توسعه یافت، هم کانون بسیاری از روستاهایی که امکان سیم کشی ندارند، تلفن  جی اس ام دارند یعنی موبایل تبدیل شده به تلفن ثابت.</span></strong></div>
<div><strong><span style="font-weight: normal; "><br />
</span></strong></div>
<div><strong>خدمات الکترونیک</strong></div>
<div>الکترونیکی نمودن بسیاری از فعالیتهای بانکی و پرداختهای گسترده قبوض آب ، برق ، تلفن ، .. از طریق شبکه های تلفن همراه، اینترنت ، اینترانت ، گسترش شبکه شتاب ،امکان پرداخت و نقل و انتقال پول بین حسابهای بانکهای مختلف در شبکه کارتهای عابر بانک شتاب ، راه اندازی سیستم نقل و انتقال پول بین حسابهای بانکی مختلف ، راه اندازی سیستم متمرکز و حذف سیستم های از جمله خدمات دولت نهم توسعه حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات است.</div>
<p><strong>کارت هوشمند سوخت</strong></p>
<p>شاید یکی از راهکارهای کنترل و جلوگیری از قاچاق سوخت، تفکر ارائه و به کار گیری همین کارت هوشمند سوخت باشد.  ولی همگان شاهدیم این قاچاق از طرق دیگری انجام می شود. جعل و دزدی عمده کارت سوخت، ارائه بنزین آزاد با قیمتی بالاتر از بازار سیاه، کارآفرینی(!) کارت سوخت و &#8230; از این دست قاچاق های آشکار هستند. بسیاری از رانندگان تاکسی و وانت که سهمیه بالایی دارند، با فروش سهمیه ماهیانه خود، درآمد خوبی کسب می کنند و نیازی به بکار گیری وسیله نقلیه خود ندارند.</p>
<p style="padding-left: 30px;">هنوز حس نکردیم &#8220;شیرینی و حلاوت سهمیه بندی سوخت&#8221; را که رئیس محترم مجلس در مردادماه ۸۶ فرمایش دادند.</p>
<p style="padding-left: 30px;">
<p style="padding-left: 30px;"><strong>شورای فناوری اطلاعات</strong></p>
<p style="padding-left: 30px;">طی سال های گذشته نقش دولت در حمایت از بخش خصوصی حوزه فناوری اطلاعات بسیار کمرنگ بود و این امر سبب شد تلاش بخش خصوصی در این حوزه موفقیت چندانی به دست نیاورد. این درحالی است که دولت با راه اندازی شورایی (شورای عالی فناوری اطلاعات) سعی در توسعه فناوری اطلاعات داشته تا بتواند بر اساس در نظر گرفتن سیاست ها و خط مشی ها، عقب ماندگی های موجود را جبران و باعث شتاب گرفتن توسعه فناوری اطلاعات در کشور شود اما عملکرد این شورا از زمان تاسیس چندان قابل قبول نبوده است؛ بنابر اظهارات کارشناسان در حالی که کمتر از یک سال به سند چشم انداز فناوری اطلاعات که توسط شورای عالی تهیه و تدوین شده است باقی مانده اما به نظر می رسد مسوولان آن عجله ای در تحقق این سند ندارند.</p>
<p style="padding-left: 30px;">ارائه طرح هایی مانند اینترنت ملی، دیتاسنتر ملی، کامپیوتر ملی، کارت الکترونیکی هوشمند ملی و چندین پروژه ملی ناتمام دیگر همه برآمده از شورایی است که تنها سالی یک بار تشکیل جلسه می دهد به همین دلیل چندان نباید انتظاری از این شورا داشت چراکه شورایی که سالی یک بار جلسه برگزار می کند، چگونه می تواند موجب توسعه فناوری اطلاعات در کشور شود؟</p>
<p style="padding-left: 30px; text-align: center;">***</p>
<p style="padding-left: 30px;"><strong>خلاصه اینکه:</strong></p>
<p style="padding-left: 30px;">توسعه فناوری اطلاعات، بدلیل روند و شتاب بسیار بالایی که دارد باید بسیار بیشتر و بهتر از وضعیت فعلی باشد. نام بردن از تمامی جنبه ها ی فناوری اطلاعاتی در این خلاصه مقاله امکان نداشت و بررسی مواردی همچون تحریم و تکنولوژی های جدید و وضعیت کشور در این مورد، نادیده گرفته شد.</p>
<p style="padding-left: 30px;">توسعه های فعلی، هرچند در نگاه اول  افتخار آمیز به نظر می رسد، ولی کافی نیست.  در عوض، کاستی ها  نشان دهنده عیب و ضعف و نقصی بزرگ است.  امیدوارم دولت دهم بتواند و بخواهد که در حوزه فناوری اطلاعات انقلابی اساسی ایجاد کند.</p>
<p style="padding-left: 30px;">
<p style='text-align:left'>&copy; 2009, <a href='http://daryush.ir'>داریوش نامه</a>. تمام حقوق محفوظ است. </p>
<h3  class="related_post_title"><strong>بیشتر بخوانید</strong></h3><ul class="related_post"><li><a href="http://daryush.ir/?p=452" title="اندر قضایای محققان ایرانی و استراق سمع بلوتوثی">اندر قضایای محققان ایرانی و استراق سمع بلوتوثی</a> (13)</li><li><a href="http://daryush.ir/?p=256" title="بیچاره اینترنت و فناوری اطلاعات">بیچاره اینترنت و فناوری اطلاعات</a> (8)</li></ul>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://daryush.ir/?feed=rss2&amp;p=798</wfw:commentRss>
		<slash:comments>8</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>شرکت در انتخابات؟ آگاهانه یا چشم‌بسته؟</title>
		<link>http://daryush.ir/?p=635</link>
		<comments>http://daryush.ir/?p=635#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 12 May 2009 12:09:25 +0000</pubDate>
		<dc:creator>داریوش</dc:creator>
				<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[دست نوشته ها]]></category>
		<category><![CDATA[مناسبتها]]></category>
		<category><![CDATA[انتخاب]]></category>
		<category><![CDATA[انتخابات دهم]]></category>
		<category><![CDATA[تبلیغات]]></category>
		<category><![CDATA[تبلیغات دروغین]]></category>
		<category><![CDATA[رئیس جمهور]]></category>
		<category><![CDATA[رای آگاهانه]]></category>
		<category><![CDATA[ریاست جمهوری]]></category>
		<category><![CDATA[شرکت در انتخابات]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://daryush.ir/?p=635</guid>
		<description><![CDATA[انتخابات دهم ریاست جمهوری و الزام شرکت در آن]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<style type="text/css">
	table.dptable {
	width:100%;
	border:0;
}
tr.dphead {
	background-color:#0066CC;
	color:#FFFFFF;
	font-weight:bold;
}
tr.dphead td a {
	color:#FFFFFF;
}
tr.dprow {
	background-color:#FFFFFF;
}
tr.dprowalt {
	background-color:#CCCCCC;
}
#dpcols-contact {
	text-align:center;
}
#intro {
}	</style><blockquote><p><a href="http://daryush.ir/wp-content/2009/05/logo-election.jpg"><img class="size-full wp-image-636 alignleft" title="logo-election" src="http://daryush.ir/wp-content/2009/05/logo-election.jpg" alt="logo-election" width="116" height="116" /></a>حدودا یک ماه به انتخابات ریاست‌جمهوری آینده‌ی کشورمون وقت مونده.  حال و هوای انتخابات همه‌جا رو فراگرفته و فعلا کشورمون کانون توجه و بحث های داغ بین‌المللی و داخلی روز شده.</p></blockquote>
<p>نمی‌دونم شما تابه حال چند بار رأی دادین؟ چند بار آگاهانه بوده؟ چندبار از روی ترس و چند بار هم ناآگاهانه و تنها به عنوان ادای تکلیف رأی دادین؟</p>
<p>و اینکه تا به حال چند بار از رأی خودتون راضی بودین؟ چند بار از نتیجه انتخابات راضی بودین؟ از عملکرد کدام رئیس‌جمهور و دولتش راضی و از کدام ناراضی بودین؟</p>
<p>هرکدوم از دوره‌های ریاست جمهوری های گذشته کشورمون، برای خودشون خصوصیاتی داشتن که خیلی کوتاه، نکاتی رو از هرکدوم یادآوری می‌کنم:</p>
<p><span id="more-635"></span></p>
<p><strong>مروری بر دوره های ریاست جمهوری قبلی تاکنون </strong></p>
<p>۱٫ دوره اول که بنی صدر رئیس جمهور شد، خائن از آب درآومد.</p>
<p>۲٫ در دوره بعد،  رجایی، بیشترین تلاش رو در جهت کمک به اقشار محروم داشت. هرچند که این رئیس حمهور هم شهید شد و نتونست به کارش ادامه بده. هنوز طرحهای حمایتی این شهید اجرا میشه.</p>
<p>۳٫ زمان ریاست جمهوری آقای خامنه ای، رهبر فعلی انقلاب، به دلیل اینکه در دوران دفاع مقدس بودیم، تمامی مسائل اقتصادی و سیاسی کشور تحت الشعاع جنگ قرار گرفته بود. البته تا این دوره نخست وزیر هم داشتیم؛ فردی که هم اکنون نامزد ریاست جمهوری نیز شده. کنترل تقریبا رضایت بخش وضعیت اقتصادی زمان جنگ، باعث شده که نام ایشون به خوبی یادبشه. حربه تبلیغاتی بسیار خوبی که امروزه برای این نامزد ریاست جمهوری بسیار کارساز هست. برچیده شدن احزاب نیز از خصوصیات مهم دیگه این دوران بود.</p>
<p>۴٫ دو دوره ریاست جمهوری آقای رفسنجانی، که به دوران سازندگی مشهور شده بود، دوران نابسامان بعد از جنگ و مسائل مترتبه اون بود. در این دوران درصد رشد اختلافهای طبقاتی و رفاهی مردم بسیار بالارفت هرچند که آقای رفسنجانی ادعا می کردند که سطح رفاه همه مردم بالاتر رفته ولی اینطور نبود.در این دوره بحثهایی شد در خصوص اینکه محدودیت دو دوره ای شدن ریاست جمهوری برداشته شود که نشد. به یاد میارم که در اواخر دوران ریاست جمهوری اقای رفسنجانی، طرحهای مختلف تند و تند افتتاح می شد  و یا کلنگ زده می شد و البته نمی دونم ادامه پیدا می کرد یا خیر.</p>
<p>۵٫ دوران ریاست جمهوری آقای خاتمی که به دوران آزادی مردم مشهور شده بود نیز ۸ ساله بود. موسیقی، لباس، روابط زوجهای درشرف ازدواج و &#8230; که قبلا ممنوع بود در این دوره آزاد شد. هرچند که محدودیتهای اینترنت (فیل.ترینگ) در دوره ایشون شروع شد. انتخاب اقای خاتمی پرسر و صداترین انتخابات ایران بود. بالاترین درصد میزان رأی و به اصطلاح رأی قاطع مردم که تاکنون فکر نکنم هیچ جا سابقه نداشته. در این دوران احزاب و تشکیلات نیز مجددا شروع به کار کرده بودند.</p>
<p>۶٫ دوران ریاست جمهوری آقای احمدی نزاد که تا مدتی دیگه به پایان خودش می رسه و البته هنوز مشخص نیست که مجددا انتخاب بشه. در این دوران شاهد بودیم که آقای احمدی نژاد باعث سر زبان افتادن کشورمون در محافل بین المللی شد. مسائل مختلفی که مهمترین اونها به ترتیب فناوری هسته ای و ماهواره امید و تکنولوژیهای ساخت هواپیماهای جنگی و مسافربری و تسلیحات جنگی بود. سخنرانیهای رئیس جمهور در کشورهای مختلف دنیا و بحث هایی که پیش می آورد نیز گاهی بحث روز می شد.</p>
<p><strong>تبلیغات </strong></p>
<p>همونطور که تقریبا همه می دونیم، تبلیغات  رکن بسیار مهم انتخاباته. هر نامزدی که بهتر و بیشتر تبلیغات کنه مطمئنا بخت و اقبال بیشتری در انتخاب شدنش خواهد داشت. سوابق و عملکرد قبلی هر نامزد در منصب‌های قبلی و فعلی، رکن مهم دیگه ایه که می تونه در بالابردن یا پایین آوردن این بخت و اقبال مؤثر باشه.</p>
<p><div class="note"><div class="noteimportant">به یاد داشته باشیم که گاهی تبلیغات ارائه شده از طرف نامزدها، و قول و وعده هایی که به مردم می‌دن، به حقیقت نزدیک نیست.</div></div></p>
<p>به یاد بیاریم تبلیغات نامزدهای قبلی رو :</p>
<ul>
<li>پرداخت ماهی پنجاه هزار تومن ماهانه به مردم،</li>
<li> پول نفت بر سر سفره مردم(!)،</li>
<li>آزادی هایی که به مردم و جوانها می‌دهند،</li>
<li>شاخ غول هایی که قراره بشکنن</li>
<li>و &#8230;</li>
</ul>
<p>که البته مردم هم باور نمی‌کنن.</p>
<p><div class="note"><div class="noteclassic">تجربه و مسیر زندگی مردم در این سالها مردم رو باتجربه تر کرده. کمتر کسی دیگه باور می کنه یه نفر بتونه گرونی رو مهار کنه، اختلافهای طبقاتی رو کمتر کنه، دستمزدها رو بالاببره بدون اینکه به بازار لطمه بخوره، امکانات تحصیل رایگان فراهم کنه، رانت خوارها رو پیدا و مجازات کنه، شبکه های مافیای اقتصادی و پیدا و منهدم کنه، وجهه و اعتبار خوب بین المللی رو به ایران برگردونه، اشتغالزایی کنه، مسکن و کار و تفریح برای جوونها پیدا کنه، رفاه برای عموم مردم بیاره، ترس فردای نامعلوم رو از مردم بگیره و امید و عشق و آسایش و امنیت به زندگی  بیاره و &#8230;</div></div></p>
<p><strong>پس رئیس جمهور آینده قراره چیکار کنه؟</strong></p>
<p>با این تفاسیر و اوصافی که بیان کردم، به نظر شما اصلا رئیس جمهوری پیدا می شه که بتونه مردم رو راضی کنه؟ اگه رئیس‌جمهور نتونه کاری رو برای مردم و کشورش از پیش‌ببره پس قراره چیکار کنه؟ من که عقلم قد نمی‌ده. راستی شما بگید رئیس‌جمهور آینده چیکار باید بکنه؟؟</p>
<p><strong><br />
</strong></p>
<p><strong>آیا در انتخابات شرکت کنیم یا نکنیم؟</strong></p>
<p>به نظر من، اول باید صحبت همه نامزدها و طرحها و برنامه‌هاشون رو خوب گوش کنیم و بررسی کنیم. ببنیم کدومشون می‌خوان کوه رو بذارن رو دوششون، رخت جنگ رو بپوشن، ماه رو بگیرن تو دستشون و از این قبیل مزخرفات. همیشه گفتن با حلوا حلوا گفتن دهن شیرین نمی‌شه (هرچند که وصف العیش نصف العیش باشه ولی خودمون می‌دونیم که با این صحبتها برای فاطی هیچوقت نتبونی جور نمی‌شه). اون نامزدهایی که لاف و گزافه صحبت می‌کنن رو از بقیه جدا کنیم؛ همیشه سنگهای بزرگ نشونه‌ی نزدنه. تجربه نشون داده توی این چندین دوره ریاست‌جمهوری ایران، وعده  و وعیدهای عادی نامزدها همچین رنگ تحقق به‌خودش نمی‌گیره، چه برسه به این وعده‌های خوشمزه رنگین و آبدار ناممکن.</p>
<p style="text-align: center;"><a href="http://daryush.ir/wp-content/2009/05/candidatorsjpg.jpg"><img class="size-medium wp-image-637 aligncenter" title="candidatorsjpg" src="http://daryush.ir/wp-content/2009/05/candidatorsjpg-300x270.jpg" alt="candidatorsjpg" width="300" height="270" /></a></p>
<p>از بین باقی نامزدها، توجه به سوابق و پست‌های قبلی‌شون می‌تونه کمک خوبی برای شناخت روحیه کاری و عرضه و جربزه و شجاعتشون باشه. هماهنگی قول و قرار و وعده وعیدهایی که می‌دن با آنچه که قبلا انجام دادن، ملاک و معیار خوبی می‌تونه باشه. مسلما یه نامزدی که قول بهبودی وضع اقتصادی می‌ده باید حتما سابقه اقتصادی خوبی داشته باشه تا بتونه به مردم حرفشو ثابت کنه. مردمی بودن نیز از نکات مثبتیه که باید بهش دقت کرد.</p>
<p><div class="note"><div class="noteimportant">اینکه بگیم &#8220;حالا که اینطوره بهتره اصلا شرکت نکنیم&#8221;، تصمیم کاملا اشتباهیه، چرا که شرکت نکردن من و تو باعث می‌شه راه برای اون‌هایی که صلاحیت ندارن، افراد لاف و گزافه‌زن،  باز بشه و درنتیجه احتمال انتخاب شدنشون بیشتر بشه. اگه رأیی ندیم، دو رأی به نفع فرد نامناسب خواهد بود (چگونه؟) بهتر اینه که بین بد و بدتر، بد رو انتخاب کنیم تا بلای بدتر سرمون نیاد.</div></div></p>
<p>به امید آبادی و سربلندی ایران عزیز</p>
<p style='text-align:left'>&copy; 2009, <a href='http://daryush.ir'>داریوش نامه</a>. تمام حقوق محفوظ است. </p>
<h3  class="related_post_title"><strong>بیشتر بخوانید</strong></h3><ul class="related_post"><li>بدون پست مرتبط</li></ul>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://daryush.ir/?feed=rss2&amp;p=635</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
