وبلاگ خود را با واژگان پارسی زیباتر نمایش دهیم
آموزش, دست نوشته ها, زبان پارسی ۲۵م دی ۱۳۸۸- ( 6359 بازدید, 11 امروز)
یکی از دغدغههای همیشگی من این بوده که در نوشتههابی، زبان فارسی را بیارزش نکنم. همیشه تلاش داشتم که در «داریوشنامه» اگر واژهای بیگانه یا عربی در زبان فارسی برابری داشت، از آن بهره ببرم. کار سختی است ولی غرورآفرین است. هرچند شاید کار کاملی انجام نمیدهم ولی بهاندازهی توانایی خودم تلاش دارم و همیشه نیز درحال کاوش در این موردم. پیشنهادهای دوستان را هم به گوش جان خواهم شنید.
با توجه به اینکه زبان پارسی با تازی بسیار درهمآمیخته شده، جداسازی واِژههای تازی(عربی) از زبان پارسی، شاید ناممکن باشد ولی چنانچه در زبان مادری خود، واژههای برابرِ تازی داشتهباشیم و بهرهبرداری نکنیم، ستمی است که بر این زیان بیچاره رواداشتهایم. ازسوی دیگر، واژههای بیگانهی دیگری نیز وجود دارند که دلسوزان برای آنها نیز برابر پیدا کردهاند و چه بهتر که ما هم بهکار ببریم.
در این نوشته، پیشنهادهایی دارم که همهی آنها از خودم نیست ولی مناسب دیدم به دوستان هم سفارش کنم. در جدولی که خواهید دید، تاجایی که امکان داشته، از واژههای تازی استفاده نکردهام ولی گاهی هم مجبور شدهام یک واژهی بیگانه را به تازی ترجمه کنم. امیدوارم این نوشته باعث شود دوستان پارسی نویس را تشویق به استفاده کند. سیاههی زیر را به ترتیب الفبایی درنیاوردم فکر کنم با شمار کمی که دارد، نیاز نداشته باشد، وانگهی واژگان نزدیک به هم را نیز در کنار هم آوردهام.
| واژه | برابر | توضیح |
| وبلاگ | وبنوشت | برابرسازی یک بخش از واژهی چندگانه، شاید خیلی مناسب نباشد ولی خیلی از دوستان به همین شکل پیشنهاد دادهاند. خودم هنوز از وبلاگ استفاده میکنم. |
| وبسایت | وبگاه | برابرسازی یک بخش از واژهی چندگانه، شاید خیلی مناسب نباشد ولی خیلی از دوستان به همین شکل پیشنهاد دادهاند. خودم هنوز از وبلاگ استفاده میکنم. |
| پست | نوشته | |
| کامنت | دیدگاه – یادداشت | برخی واژهی “نظر” را پیشنهاد دادهاند ولی وقتی برابرِ پارسیِ آن موجود است، تازی چرا؟ |
| پینگ-بک | بازتاب | pingback |
| لینک-بک | بازپیوند | linkback |
| ترک-بک | دنبالک | trackback |
| لینک | پیوند | link |
| عنوان | سربرگ | title |
| خلاصه | چکیده | excerpt |
| انتخابشده/منتخب | برگزیده | |
| حذف | نابودی | delete |
| ادیت | ویرایش | edit |
| ادیتور | ویراستار | editor |
| قبلی | پیشین | |
| بعدی | پسین | |
| اولین | نخستین | |
| آخرین | واپسین | |
| ارسال/ ارسال کردن | فرستادن | send/submit |
| جستجو | کاوش/یافتن/جستن | واژهی “جستجو” خطای نگارشی دارد “جست و جو” درستتر است.
مثل “رفت و آمد”، “شست و شو” – “گفت و گو” و … |
| جستجوکن | پیداکن/بیاب/بجو | |
| میباشد | است/هست | “میباشد” هرچند نادرست نیست، ولی اگر کمتر بهکار ببرید، نوشتهای زیباتر خواهیدداشت. |
| تمپلیت | الگو | template |
| اسپم | جفنگ | spam |
| آواتار | نیمرخ | avatar |
| آیکون | شکلک / شمایل (به پیشنهاد یکی از دوستان دیدگاه نویس : رضا) | icon |
| فیدبک | بازخورد | feedback |
| فروم | تالارگفتمان/ انجمن | forum |
| پروفایل | شناسنامه | profile |
| پلاگین | افزونه | plugin |
| ویجت | ابزارک | widget |
| تولز | ابزار | واژهی “ابزار” خود یک واژهی جمع است بنابراین “ابزارها” نادرست است. |
| صحیح | درست | |
| غلط | نادرست | |
| سؤال | پرسش | |
| جواب | پاسخ | |
| install | کارگذاری | |
| Setup | برپایی | |
| Tag | برچسب | |
| draft | پیشنویس | |
| آپدیت | بروزرسانی | update |
| کپی رایت | حق نشر | copyright |
| معادل | برابر | |
| عربی | تازی | |
| ماکزیمم | بیشینه | maximum |
| مینیمم | کمینه | minimum |
| پیشنهادات | پیشنهادها | “ات” ویژهی جمع واژگان تازی است |
| لیست | سیاهه | list |
| ایمیل | رایانامه | * به پیشنهاد یکی از دوستان نظر دیدگاهنویس : محمد |
| دامین | دامنه | domain |
| هاست | میزبان | host |
چشم به راه پیشنهاد واژههای خوب دیگر از طرف شما هستم.
——————–
پ.ن.۱ : به آگاهی دوستان میرسانم که واژههای بالا را فقط درمورد وبلاگنویسی پیشنهاد دادهام. هیچکدام “مندرآوردی” و ساختگی نیست و جاهای دیگر بهکار رفتهاست.
پ.ن.۲ : درمورد واژههای مرکب (چندتایی) مانند وبلاگ، که پیشنهادهایی همچون “وبگاه” شده بود، توضیح دادهام که چون هنوز نیمی بیگانه و نیمی پارسی است، از هدف ما بهدور است و دلچسب نیست و بنابراین همان کلمهی اصلی استفاده میکنم.
پ.ن.۳ : خیلی از واژههای بالا جاافتادهاند و استفاده از برابر پارسی آنها ممکن است سخت و شاید به دید برخی دوستان کاری بیهوده باشد، ولی این جریان ادامه خواهد داشت و واژههای جدید خواهند آمد و کم کم زبان مادری را به فراموشی خواهیم سپرد. یادمان باشد همیشه در جست و جوی برابر پارسیِ واژههای جدید باشیم.
پ.ن.۴ : من هیچ ادعایی ندارم.
پ.ن ۵ : بی خیال هم نیستم.
© 2010, داریوش نامه. تمام حقوق محفوظ است.
بیشتر بخوانید
ارسال کنید:

۴۲ پاسخ برای وبلاگ خود را با واژگان پارسی زیباتر نمایش دهیم”
1. فقط با خط و زبان زیبایفارسی بنویسید. چنانچه صفحه کلید فارسی ندارید، می توانید فینگلیش بنویسید، آنگاه به کمک نویسه برگردان بهنویس زیر شکلکها، آن را به فارسی تبدیل کنید.
2. دیدگاه مرتبط با نوشته بنویسید. از نوشتن عباراتی همچون «ما آپیم به ما سربزنید» و جملات مشابه خودداری کنید، این عبارات باعث علامت خوردن دیدگاه شما بهعنوان اسپم (جفنگ) خواهد شد.
3. از تمسخر و توهین به باقی دیدگاه نویسان، ادیان و ملل و اشخاص مذهبی و حکومتی خودداری فرمایید
4. سوال، دیدگاه کلی یا پیام خصوصی دارید؟ از طریق برگه ارسال پیام به داریوش اقدام فرمایید.
ایمیل خود را صحیح درج کنید تا اگر پاسخی به دیدگاه شما داده شد، پاسخ را بصورت خودکار توسط ایمیل دریافت نمایید.
پاسخی بنویسید
لینکدونی داریوش
- تالارهای گفتمان آیتی ITCLUBS.IR انجمنی ویژه برای فناوری اطلاعات (136)
- دانلود فرهنگ لغات هوشمند توکان (508)
- داریوش.نِت - وبسایت تخصصی من در زمینهی آی تی (192)
- وبسایت انجمن مهندسین برق و الکترونیک - شاخه فارس (213)
- نیازمندی های آنلاین توکان ، رسانه تبلیغاتی شما (475)
- فروش اکانت ساکس، با آی پی امریکا، تضمینی بدون قطعی (213)
- صدهزار تومان هدیه در نیازمندی های شیراز تبلیغ منتظر شماست! (254)
- حافظ هاست : میزبانی فضای وب، ثبت هاست و سرورهای مجازی (195)








۲۵م دی ۱۳۸۸ در ساعت ۴:۱۷ ب.ظ
کاش نرم افزاری بود که خودش اینکار را می کرد ، خیلی ساده است ها ! اگر در دسترس همه باشد خیلی فایده دارد
به دیدگاه فوق پاسخ دهید
۲۵م دی ۱۳۸۸ در ساعت ۵:۱۶ ب.ظ
خب! دوست گرامی، خودت هم که از «وب نوشت» و «میزبان» و «دامنه» و اینا رو به کار نبرده ای؟! بالای همین برگه وب ت رو یه بررسی بکن!
پیشنهادت اما بسیار خوب و پذیرفتنی است….
به دیدگاه فوق پاسخ دهید
مای
Reply:
دی ۲۵م, ۱۳۸۸ at ۵:۱۸ ب.ظ
همچنین: «فوق» که می توان نوشت «بالا» و دیگر… !!!
به دیدگاه فوق پاسخ دهید
داریوش
Reply:
دی ۲۵م, ۱۳۸۸ at ۹:۴۹ ب.ظ
دوست گرامی “مای”
اگر متن و جدول رو خوب میخوندی متوجه میشدی. من فقط پیشنهاد دادم. مثلا در مورد وبلاگ توی جدول توضیح دادم دوباره ببینید.
به دیدگاه فوق پاسخ دهید
۲۵م دی ۱۳۸۸ در ساعت ۵:۲۲ ب.ظ
بابا حداد ، بابا عادل
چند وقت با حداد عادل پریدی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
مثلا وب نوشت یعنی چی ؟ یعنی مارماهی نه این تمام نه آن. یعنی نه انگلیسی نه فارسی.
هر وقت خودمون یه چیزی اختراع یا کشف کردیم می تونیم اسمش رو هم هر چی دلمون خواست بذاریم یعنی همون کاری که خارجیها می کنن . نه اینکه بیایم واسه چیزی که یه نفر دیگه درست کرده و اسمی رو که دوست داشته روش گذاشته رو عوض کنیم . خیر سرمون هنر می کنیم اسم عوض می کنیم.
به دیدگاه فوق پاسخ دهید
داریوش
Reply:
دی ۲۵م, ۱۳۸۸ at ۹:۵۴ ب.ظ
دوست گرامی “any”:
اسمت با دیدگاهت خیلی همخونی داره
من به مخالفت تو افتخار میکنم. چون حتما کاری کردهام که شایسته بوده و نشانهی اون همین مخالفت توست. درمورد وبلاگ و وب نوشت و باقی موارد، یه مقدار دقیقتر نوشتهی منو بخون مخصوصا توی جدول حتما متوجه میشی.
ضمنا حداد عادل کیه؟ مگه هرکی شد مسئول یه چیزی، توی اون مورد چیزی داره ارائه بده؟
زبان پارسی از گونهی زبانهای آوندی هست، مثل انگلیسی. و بنابراین توانایی ساختن واژههای جدید رو داره. ما با داشتن افراد دلسوزی مثل تو فردا باید با هم به یه زبان شله قلمکار من درآوری صحبت کنیم که نمیدونیم پدر و مادرش کیه، اصل و نسبش از کجاست و فرهنگ و ادبیاتمون رو هم توی یه گورستان مناسب دفن کنیم.
بابا دلسوز ! بابا با مرام! بابا فارسی! اگه دلت خیلی میسوخت حداقل اسمتو فارسی میذاشتی…..
خوش باشی…
به دیدگاه فوق پاسخ دهید
۲۵م دی ۱۳۸۸ در ساعت ۶:۴۴ ب.ظ
سلام من هم با این واژه ها زیاد موافق نیستم ولی خوب دیگه عادت کردیم به گفتنشون در ضمن این لغات فارسی جایگزین هم خیلی سخت و …
موفق باشید…
به دیدگاه فوق پاسخ دهید
داریوش
Reply:
دی ۲۵م, ۱۳۸۸ at ۱۱:۰۴ ب.ظ
سلام
دل کندن از بعضی چیزها خیلی سخته. قانون لنز توی فیزیک یادتونه؟ این هم مثل اونه
شما هم موفق باشید
به دیدگاه فوق پاسخ دهید
۲۵م دی ۱۳۸۸ در ساعت ۸:۳۰ ب.ظ
حق نشر هم که باز عربی هست.
به دیدگاه فوق پاسخ دهید
داریوش
Reply:
دی ۲۵م, ۱۳۸۸ at ۹:۵۵ ب.ظ
در این مورد در نوشته توضیح دادم. حق نشر عربی بهتر از کپی رایت انگلیسی هست
به دیدگاه فوق پاسخ دهید
مجتبی
Reply:
دی ۲۶م, ۱۳۸۸ at ۵:۲۸ ب.ظ
با نهایت احترام و ادب و فروتنی**
من این نظر شما رو به هیچ شکل فبول ندارم و پیشنهاد من اینه که کلمات انگلیسی خیلی بهتر از اون زبان مسخره تحمیلی عربی هست!!
به دیدگاه فوق پاسخ دهید
۲۵م دی ۱۳۸۸ در ساعت ۹:۱۹ ب.ظ
لغت جستجو خودش پارسی هست و نیاز نیست به همتای پارسی برای آن پیدا کرد. البته بد نیست اما لازم نیست.
به دیدگاه فوق پاسخ دهید
داریوش
Reply:
دی ۲۵م, ۱۳۸۸ at ۹:۵۷ ب.ظ
در این مورد توضیح دادم. “جستجو” درست نیست بجاش باید بگید “جست و جو” مثل بنهای مرکب دیگهای که توی فارسی هست. “رفت و آمد” و “شست و شو” و …. درست نیست که سرهم و چسبیده بنویسیم ..
موفق باشید
به دیدگاه فوق پاسخ دهید
۲۵م دی ۱۳۸۸ در ساعت ۹:۴۳ ب.ظ
سلام دوست من ! من هم چون تو نگران آلودگی زبان پارسی هستم و از بکارگیری واژه های بیگانه – چه انگلیسی و چه عربی ( یا بگویش شما ” تازی ” ) – ناراحتم و تا ناچار نباشم ، از چنین وازه هایی استفاده نمی کنم .
اما دوست من ! گاهی ما چیزی می نویسیم و می خواهیم که راحت و خودمانی خوانده شود و با خواننده ، پیوندی خودمانی و روان و در یک کلام ” صمیمی ” برقرار کنیم . در چنین هنگامی نمی توان خیلی به این پارسی نویسی وفادار بود ؛ چه بکاربردن واژگانی چون ” افزونه ” ، ” پسین ” ، ” باز پیوند ” ،
” واژه ” و … مانع از چنین پیوندی خواهد بود و حتا گاه عبارتی در زبان پارسی امروزین هست که عربیست ، و ما با بکارگیری اش مفهوم ویژه ای رو به خواننده و یا شنونده می رسانیم که به وازگان پارسی ، نمی توان چنین مفهومی را رساند و یا روح و حس جمله ، به شکلی تمام و کامل ، منتقل نمی شود . گاه در یک واژه و یا جمله ی عربی و یا انگلیسی و یا هر زبان دیگری – با توجه به تاریخ و پیشینه ی آن واژه یا جمله در کشور زادگاه اش و یا در ایران و پیشینه و فرهنگ ما – مفهومی نهفته است که با برگرداندن آن به پارسی ، آن روح و حس از بین می رود .
گاهی هم وازگان جایگزین ما چنان ناآشنا و درشت و سنگین و گریزاننده اند ، که آدم ترجیح می دهد از همان واژه ی انگلیسی , عربی و یا فرانسه ی رایج استفاده کند .
اما به هر حال در آخر با کلیت سخن تو موافقم . خوش باشی !
به دیدگاه فوق پاسخ دهید
داریوش
Reply:
دی ۲۵م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۰۲ ب.ظ
دوست گرامی سلام
سپاس از دیدگاه منطقی شما.
راستش همیشه تغییر و دگرگونی سخته. آیا به کار بردن “پسین” خیلی ایراد داره؟ در گویش ما شیرازیها این واژه هنوز در گفتار مردم وجود داره. افزونه که دیگه کم کم جا افتاده.
بهنظر من گذشت آن زمانی که برای ادعای سواد و فضل، لغات عربی و غیرعربی بهکار برده میشد. درمورد لغات عربی مقداری احتیاط میکنم. این زبان با فارسی درآمیخته و جداسازی آن ممکن نیست. در نوشتهی بالا هم یادآوری کردم. ولی چه دلیلی داره به جای “گردش” لغات “سیر و سیاحت” رو بهکار ببریم؟ نمونهی این موارد زیاده….
به هرحال همتی باید تا زبان پارسی نجات یاید. این زبان واقعا در خطر است… من و تو باید بیشتر مراقب باشیم هرچند دیگران ما را مسخره کنند….
ممنون
به دیدگاه فوق پاسخ دهید
رامتین
Reply:
دی ۲۵م, ۱۳۸۸ at ۱۱:۲۰ ب.ظ
دوباره سلام ، دوست من !
منطور من از این چرندیاتی که اینجا نوشته بودم ، این نبود که چون ما رو ( شاید ) مسخره می کنند ، من این دیدگاه ها رو دارم . نه ! من در این باره دیدگاهی داشتم که گفتم . شاید با دوباره خوانی آن بهتر به این
دیدگاه من پی ببری . آخه دوست من ! برای نمونه من یه تکه کلماتی دارم که گاه گاه و بنا به نیازم از آنها استفاده می کنم و اتفاقا بیشتر آنها هم عربیست . برای نمونه ” سالبه به انتفاع موضوع شدن ” ،
” خیر الامور اوسطها الا وسط خیابان ! ” و … و یا حتا گاه از جمله ها و واژگانی انگلیسی و یا حتا اسپانیایی ( آخه من زبان اسپانیایی می خونم ) استفاده می کنم برای رساندن حس و مفهومی ویژه ؛ که در بیشتر این موارد اگر از جایگزین پارسی آنها استفاده کنم ، روح انتقادی و یا طنز و یا منظور ویژه ی من از گفتن آنها از بین می رود . بخدا برای ” اظهار فضل و سواد ” هم از این جمله ها استفاده نمی کنم که همه میزان بی سوادی و حماقت ” ذاتی ” و ” اکتسابی ” منو می دونن .
به هر شکل ، امیدوارم که کامیاب و خوش باشی . ” یا حق ”
به دیدگاه فوق پاسخ دهید
داریوش
Reply:
دی ۲۵م, ۱۳۸۸ at ۱۱:۲۷ ب.ظ
سلام مجدد دوست من.
فکر کنم سوء برداشتی شده است. می بینید؟ من هم مجبورم از لغات عربی استفاده کنم. من در همان دیدگاه پیشین، از شما بابت دیدمنطقی تشکر کردم. منظور من از اظهار فضل، شما نبودید، بلکه درددلی پیش شما بود. سخنرانیها، نامهنگاریها و دیگرموارد که در آنها، بهکار بردن کلمات عربی و انگلیسی جزو فضائل است درحالی که بهنظر من حفاظت از زبان مادری نشانهی خردمندی است.
درمورد طنز و موارد مشابه چیزی نگفتم. اصلا من کلی گویی نکردم، فقط درمورد لغاتی که در یک وبلاگ میتونه استفاده بشه صحبت کردم. حتما متوجه هستید چی میگم؟
به هرحال ممنون از دیدگاههاتون…
به دیدگاه فوق پاسخ دهید
رامتین
Reply:
دی ۲۵م, ۱۳۸۸ at ۱۱:۵۰ ب.ظ
برای چندمین بار سلام !
)
بسیار
سپاسگذارماز قلم مهربون و با ادبت . با اونجمله ی” حفاظت از زبان مادری ،نشانه یخردمندیست” کهنوشته ای، خیلی موافقم . خوش خوش خوش باشی !( راستی ، اگه تونستی یه سری به نهضت سواد آموزی بزن ؛ تو همین چند خطی که در بالا برام نوشتی ، دو تا اشتباه
دیکته ایداشتی !———————
داریوشنامه :
جناب پروفیسور ! راه نهضت سوادآموزی کدوم طرفه؟ بپرس ببین دورهی “پیش نهضت” هم داره؟ تو که حتی نمیدونی که پسوندها باید به کلمهی قبلی چسبیده باشن، علائم دستوری نیز به همین منوال و نیز “سپاسگزاری” که “سپاسگذاری” نیست. غلطهایی که داشتی (غیر از نقطهگذاریها) رو خط زدم که بفهمی.
به دیدگاه فوق پاسخ دهید
داریوش
Reply:
دی ۲۶م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۲۵ ق.ظ
برای آخرین بار سلام
متاسفانه باید به عرض خودت برسونم ک به نظر می رسه واقعا صفاتی که برای خودت نوشتی زیبندهی خودته:
نوشته بودی :
من هم متوجه شدم راست گفته بودی، من هم مثل همه میزان دستم اومد….

(متاسفانه خودت خواستی اینطور جوابت بدم)
ضمنا توی نهضت یاد میدن که “سپاسگذارم” نادرسته و “سپاسگزار” درستتره؟ نزدیک اصفهان جایی سراغ داری؟ اگه نداری از ADSL شاتل (آریا رسانهی تدبیر) کمک بگیر بهت میگن
۲۵م دی ۱۳۸۸ در ساعت ۱۰:۰۵ ب.ظ
سلام.
یک خواهش می کنم طوری نباشید که نیستید
واژه سازی علم می خواهد و هنر، تعمق می خواهد و بستر. ساختن کلمات نامانوس و غیرکاربردی نه تنها زخم را التیام نمی دهد، بلکه زیبایی کلام را از بین می برد. کم نیست از این دست کلمه سازی های غیرکاربردی همچون : بالگرد(هلی کوپتر) ، راهی (تاکسی)و . . این کلمات بیشتر دهن کجی به شعور انسان است تا راهی برای غنی سازی.
در ضمن بد نیست به نامه های اداری و رسمی نگاهی بیندازی تا ببینی چگونه کلمات زیبا و دلکش ما همه عربی هستند. به تفسیری دیگر، اگر یک ایرانی بخواهد محترمانه صحبت کند، به ناچار باید عربی صحبت کند.
علاوه بر همه این امور، بد نیست بدانید ما ایرانی ها حتی قادر به نوشتن یک متن نیز نیستیم. تا بحال به من نیاموخته اند که چطور پاراگراف ها را باید از هم جدا کنم. نیاموخته اند چگونه باید قصد خود را در متن بیاورم. چنانکه همه اینها در زبان انگلیسی قانونمند است.
به دیدگاه فوق پاسخ دهید
داریوش
Reply:
دی ۲۵م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۱۶ ب.ظ
سلام
من همهی این چیزهایی که گفتید رو خبر دارم و می بینم. همچین بیسواد هم نیستم. از ادبیات و فارسی و پارسی و غیره هم بیخبر نیستم. از سر باد هوا هم حرفی نمیزنم.
همین کلمهی “سلام” داستان جالبی دارد. زمانهایی که اعراب با هم جنگ داشتند و هر قبیله دیگری رو چپاول میکرد، لازم میشد که گاهی افرادی از یک قبیله به قبیلهی دیگر رفته گفت و گوهایی داشته باشند. در این مواقع، فرد عرب از دور و با صدای بلند فریاد میزد “السلام، السلام” یعنی من جنگ ندارم و برای صلح و سلامت آمدهام…. ما هم واژهی زیبای “درود” را کنار گذاشتیم و “سلام” می گوییم. حال آنکه خود اعراب هماکنون “اهلا و سهلا” می گویند…… خیلی جالبه نه؟
نامههای اداری نیز با کلمات عربی اصلا زیبا نمیشن. مثلا بنویسیم “مستدعی است” خیلی زیبا میشه؟ به کار بردن “خواهشمند است” مگه من وتو رو شاخ می زنه؟…
باقی برای بعد…
موفق باشی
به دیدگاه فوق پاسخ دهید
۲۵م دی ۱۳۸۸ در ساعت ۱۰:۱۲ ب.ظ
آیکون: شمایل؟
به دیدگاه فوق پاسخ دهید
داریوش
Reply:
دی ۲۵م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۱۷ ب.ظ
بله. این واژه هم خوب و مناسبه. من جاهای دیگه هم دیدم.
ممنون
به دیدگاه فوق پاسخ دهید
۲۶م دی ۱۳۸۸ در ساعت ۴:۲۴ ق.ظ
آی، دستت درد نکند.
همچنین: رایانامه = ایمیل
رایا نشانی: آدرس ایمیل
البته تا جایی که میدانم.
به دیدگاه فوق پاسخ دهید
۲۶م دی ۱۳۸۸ در ساعت ۸:۱۱ ق.ظ
[...] This post was mentioned on Twitter by JoanneMichele and M. Zand, balatarin feed. balatarin feed said: وبلاگ خود را با واژگان پارسی زیباتر نمایش دهیم: با توجه به اینکه زبان پارسی با تازی بسیار درهمآمیخته شده، جداسا.. http://daryush.ir/?p=1227 [...]
۲۶م دی ۱۳۸۸ در ساعت ۹:۴۹ ق.ظ
ممنون از این که پاسخ من را دادید.
به نظر من کلمه هایی که به عنوان جایگزین، انتخاب می کنیم، باید تلفظ آسان تری داشته باشد
مثلا گفتن تازی، پیامک و … آسان تر از بروزرسانی است. البته شاید این نکته بیش تر در گفتار دلالت داشته باشد نه در نوشتن.
به دیدگاه فوق پاسخ دهید
۲۶م دی ۱۳۸۸ در ساعت ۱۰:۰۷ ق.ظ
سلام
از اینکه می بینم اینقدر نسبت به زبان شیرین پارسی حساس و دقیق هستید لذت می برم، شاید به دلیل علاقه زیادم به فارسی و به این خاطر که خودم هم به نوعی دیگر، این حساسیت رو دارم اما به نظر من از آنجا که هدف همه ما از سخن گفتن یا نوشتن رساندن منظور یا مفهوم به طرف مقابله، در جایگزینی واژه ها باید به این موضوع توجه ویژه داشته باشیم تا اصل شیوایی و گویایی سخن از بین نره و مخاطب مجبور نشه برای فهم اون زمان زیادی رو صرف یافتن مفهوم واژه های جدید کنه یا اینکه بدون فهمیدنش از اون بگذره.شاید بشه گفت واژه های عربی که قبلا به دلیل هم خانوادگی حرفی با فارسی،به زبان ما راه یافته، جداسازیشون خیلی سخته،ولی به نظر من کار مهمتری که می تونیم برای حفظ زبان بکنیم اینه که از این به بعد مواظب ورود واژه های جدید غیرفارسی باشیم. در مورد واژه های جدید که به ویژه در دنیای فناوری اطلاعات هجومشون به زبان فارسی خیلی زیاده باید تلاش بیشتری بشه و این موضوع نیازمند کسانیه که تخصصشون هم در زمینه نگارش فارسی باشه و هم در زمینه فناوریهای جدید که بتونن بدون از دست دادن گویایی، واژه های علمی رو جایگزین کنند که متاسفانه این افراد بسیار کم هستند…
و اما اینجور که پیداست نوشته شما خون همه دوستداران این زبان اصیل رو به جوش آورده و هرکس به فراخور حال!! دیدگاه خودش رو نوشته و عجب نبرد جالبیه بین فارسی زبانان…!!
یه پیشنهادم برا جدولتون دارم: از دید شما چطوره که به جای “حذف” از کلمه “پاک کردن” استفاده کنیم؟
پیروز و به روز باشید…
به دیدگاه فوق پاسخ دهید
داریوش
Reply:
دی ۲۶م, ۱۳۸۸ at ۴:۰۷ ب.ظ
سلام
خوشحالم از نوشتهی من خوشتون اومده. این جمله رو ببینید:
“دیروز با بروبچز رفتیم یه جای خفن، سیم ثانیه، یه آتیش استاد شد، کباب ملس زدیم تو رگ، جون تو خیلی حال کردیم”.
منظور رو رسوندم مگه نه؟
این رو ببینید:
“اخوی احسنت! . عنایت فرمایید به باقی برادران صالح نیز این امر(!) رو منتقل کنید. اجرکم عندالله”
باز هم منظور رسونده شده.
—–
بنده با ربان فارسی دری مخالف نیستم و گفتم که جداسازی واژههای این زبان از پارسی امکانپذیر نیست. فقط ما از این که هست بدترش نکنیم.
درمورد واژههای جدید، جاانداختن برابرِ اونها، همچین کار سختی نیست. اینها رو من نساختم، بار اول هم نیست که میشنوید، چرا بهجای اون کلمات عربی و لاتین، اینها رو به کار نبریم؟ چه فرقی داره؟ هردو برای ما در چندبار نخست سخته، ولی عادت میکنیم.
راستی برای “حذف” میتونیم پاککردن رو بهکار ببریم ولی نتیجهی “حذف”، نابودیه در حالیکه نتیجهی “پاککردن” میتونه تمیز کردن هم باشه (مثل سبزی پاککردن، یا پاککردن املا)
……
پیروز باشید
به دیدگاه فوق پاسخ دهید
مجتبی
Reply:
دی ۲۶م, ۱۳۸۸ at ۶:۰۲ ب.ظ
واسه تکمیل نمونههایی که بهشون اشاره نموده بودین باید بگم که :
۱- دیشو رتّْیم (RATTIM) ستارخان، یی (YEY) دافی دیدیم بد خف بود (BAD KHAF BOOD)
یا !!
۲- آم (AMM) سی (SEY) نیگا ای (E) جریانو ریدیف (RIDIF) شُ(SHO)؟
این جور جملهبندی و استفاده از کلمات من در آوردی و کوچه بازاری خیلی این روزا باب شده (چی میشه جاری مد یا باب شدن گذاشت؟) اگر شما بخوای همه کلماتی رو که میبینی و حس میکنی که از فرهنگ فارسی و ادبیات زیبای فارسی به دور هستن، باید اول از همه بری سراغ شیخ سعدی و خواجه حافظ شیرازی که دیگه در نیان بگن الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها…
این شعر حافظ رو فکر کنم همه بلد باشن… با اینکه خودم همشهری جناب خواجه هستم ولی از این شعر به هیچ عنوان خوشم نمیاد چون مصراع اول همه بیتهای اون با عربی شروع شدن و البته این به دلیل نفرت من از زبان فوقالعاده زیبای!! عربیه!!!
و البته استاد فردوسی که گفتن : بسی رنج بردم در این سال سی،
چنینزنده کردم بدین پارسی… خودشون اعتراف کردن که توی شاهنامه بیشتر از ۵۰۰لغت عربی (اه اه اه) استفاده شده… (عجم زنده کردم)سخته و با یه گل بهار نمیشه… اگر به عنوان مثال شما بخوای وسط یه سرزمین خلافکار همه رو به راه راست دعوت کنی، تنها کاری که میکنی اول خودتو خسته میکنی بعدش هم جون خودتو به خطر انداختی….
———————
داریوش: از اصل موضوع دور شدید. منظور من اینها نیست که نوشتهاید. کلماتی هستند که در وبلاگ نویسی بهکار میرن، من اونها رو میگم.
به دیدگاه فوق پاسخ دهید
۲۶م دی ۱۳۸۸ در ساعت ۵:۴۸ ب.ظ
سلام.
به نظر شما این جملات که مثال زدین شیوایی کلام رو حفظ کردند؟؟!! شاید گویای منظور باشند،آن هم شاید!، اما قطعا از شیوایی برخوردار نیستن.
در مورد “حذف” هم به نظر من باز هم “پاک کردن” گویاتره و با زیبایی سخن جورتر.و اتفاقا همون معنایی داره که شما نوشتین:
پاک یا تمیز کردن هم یعنی نابودی آلودگیها(چه از سبزی و چه از کاغذ یا هرچیز دیگر)، به نظر شما اینطور نیست؟
به دیدگاه فوق پاسخ دهید
داریوش
Reply:
دی ۲۷م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۰۷ ق.ظ
سلام
۱٫ دوباره عرض کنم که به بیراهه نزنید، به نظر من زبان فارسی با عربی کاملا درآمیخته و بنابراین پاکسازی زبان فارسی از کلمات عربی غیرممکنه. پس در این مورد من حرفی ندارم.
۲٫ درمورد واژههای جدید چی میگید؟ در آینده چه خواهید کرد؟ اجازه میدید هرکی هرچی خواست از هر زبان خارجی، به راحتی وارد زبان ما بشه؟
۳٫ این نوشته فقط و فقط درمورد واژههای بهکار گرفته شده در وبلاگنویسی است. همین و بس
۴٫ شما یه سبزی پاک میکنید و سبزی سرجاش میمونه. کلمات املا رو پاک میکنید و املا باقی میمونه. درمورد حذف هم همین اتفاق میافته؟
۵٫ موفق باشید و بازم ممنون
به دیدگاه فوق پاسخ دهید
۲۷م دی ۱۳۸۸ در ساعت ۸:۱۱ ق.ظ
سلام
صبح شما بخیر!
۱٫منم که همینو گفتم،لطفا یه بار دیگه نوشته م رو بخونید!
۲٫در مورد واژه های جدید هم نوشتم:”به نظر من کار مهمتری که می تونیم برای حفظ زبان بکنیم اینه که از این به بعد مواظب ورود واژه های جدید غیرفارسی باشیم. ”
۳٫کار خوبیه.بالاخره وبلاگ نویسی هم بخشی از فارسی نویسی ماهست و به ویژه که خیلی هم گسترده شده و باید یه فکری به حالش کرد.
۴٫با این یکی اصلا موافق نیستم!شما آلودگی سبزی رو پاک می کنید و اون آلودگی سرجاش نمی مونه،شما املا رو پاک نمی کنید، کلمه رو پاک میکنید و اون کلمه باقی نمی مونه!
حالا با توجه به اینکه واژه “حذف” بیشتر به عنوان معادل”Delete “و در اصطلاحات رایانه ای بکار برده میشه، یه سوال دیگه: به نظر شما اگر بگیم “یه پوشه رو نابود کردم” بهتره؟ یا اینکه بگیم “یه پوشه رو پاک کردم”؟
راستی، حالا این آقایون چرا همیشه می خوان حرفشون یکی باشه؟!
به دیدگاه فوق پاسخ دهید
داریوش
Reply:
دی ۲۷م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۳۹ ق.ظ
سلام

خب شما که هرچی گفتید من هم گفتم. من هم هرچی گفتم شما گفتید. پس دعوایی نداریم دیگه
ولی هنوز دو نکته هست که داره ما رو از اصل موضوع دور میکنه:
۱٫ “پاک کردن” و “نابودی” و “حذف” و “ار بین بردن” و “ترکاندن” و “پوکوندن” و “دورانداختن” و “سربهنیست کردن” و “خلاص کردن” و “از شرّش راحت شدن” و …. همه یکی هستن. هرکدوم رو دوست دارید استفاده کنید. مهم اینه که از واژههای بیگانه استفاده نکنیم.
۲٫ خوب شد من جزو آقایون بودم وگرنه بهجای اون نکتهی آخر چی میگفتین؟
شاد باشید
به دیدگاه فوق پاسخ دهید
مجتبی
Reply:
دی ۲۸م, ۱۳۸۸ at ۱۱:۲۱ ب.ظ
۱٫ ایشون که در موردشون صحبت میشه، جناب آقای داریوش خانه!! حرف حرف خودشه (البته خیلی وقتها حق باهاشه!!)
۲٫ یه کم دیگه در مورد “پاک کردن” و “حذف کردن” و “براندازی” صحبت به میون بیاد، میترسم یه سری اتفاقات بدی بیافته!!
۳٫ راست میگه این داریوش خان، اگه ایشون “آقا” نبودن شما واسه اون سطر آخرتون موردی نداشتین بنویسینا!!
به دیدگاه فوق پاسخ دهید
۲۷م دی ۱۳۸۸ در ساعت ۱۱:۲۶ ق.ظ
سلام…

ظاهرا دیگه زدین به سیم آخر….!
اشکالی نداره فقط یادتون باشه که “خلاص” و “حذف” و “شر” همگی عربیند!
ضمنا اگه جزو آقایون نبودید یعنی نویسنده یه خانم بود احتمالا می نوشتم”چرا مرغ فقط یه پا داره!!”
به دیدگاه فوق پاسخ دهید
داریوش
Reply:
دی ۲۷م, ۱۳۸۸ at ۱۱:۴۳ ق.ظ
سلام
من بالاخره نفهمیدم شما با اصل موضوع موافقید یا نه؟ 

سیم آخر؟ یعنی دیوانه شدم؟
خوبه. توی این بحث و گیر و دار، یه چیزایی هم دستگیرم شد : در هرصورت مخالفت با خانمها خوب نیست. چون خودمون محکومیم.
فکر کنم بفیه این بحث ما رو ببینین و ادامهشو پیگیری کنن. لحظات مفرحی داشته باشن.
به دیدگاه فوق پاسخ دهید
۲۷م دی ۱۳۸۸ در ساعت ۱۲:۰۸ ب.ظ
سلام
مگه سیم آخر یعنی دیوانه شدن؟! اینم خودش جای بحث بسیار داره!
اما از این سوال شما هم میشه دریافت که جناب آقایون هم عموما آخرهمه حرفا که رسید تازه میگن”لیلی زنه یا مرد؟”!!! و می دونید این یعنی چی؟ یعنی اصلا گوش نکردن چی گفتی!(یا درست نخوندن که چی نوشتی!)و این بزرگترین ویِژگی اونهاست!!
باور نمی کنید؟؟پس برید اولین خط از اولین دیدگاه همین پست رو حتما یه بار دیگه بخونید تا جواب اون سوال”من بالاخره نفهمیدم شما با اصل موضوع موافقید یا نه؟ ” رو دریابید.
در مورد اون چیزی هم که دستگیرش کردین بهتره آزادش کنید!!!! آخه آقایون حتی اگه محکوم هم بشن باز هم حکمش رو خودشون بر علیه خانم ها صادر و اجرا می کنند!
به دیدگاه فوق پاسخ دهید
داریوش
Reply:
دی ۲۷م, ۱۳۸۸ at ۲:۴۵ ب.ظ
بله شما کاملا صحیح میفرمایید (مگه چارهی دیگهای هم دارم؟).
به دیدگاه فوق پاسخ دهید
۲۷م دی ۱۳۸۸ در ساعت ۱۰:۳۱ ب.ظ
سلام
خدا رو شکر که متقاعد شدین!…
اگرچه امشب من واقعا معنی نابودی و پاک شدن رو فهمیدم!
به دیدگاه فوق پاسخ دهید
مجتبی
Reply:
دی ۲۸م, ۱۳۸۸ at ۱۱:۳۸ ب.ظ
ببخشید که فضولی میکنم!! چندتا سوال داشتم..
۱- شما دستتون رو از آلودگیها “پاک” میکنین یا “نابود” ؟
۲- شما اشتباهات املایی خودتون رو “پاک” میکنید یا “نابود” ؟
۳- شما دشمنانتون رو “پاک” میکنید یا “نابود” ؟
متسفانه یکی از بزرگترین مشکلاتی که موقع ترجمه از زبانی به زبان دیگه پیش میاد، ترجمه لغوی هستش. یعنی اینکه به جای اینکه دنبال معنی اون کلمه یا عبارت توی فرهنگ زبان اصلی بگردیم، میایم کلمه به کلمه با یه دیکشنری ساده اون کار رو انجام میدیم.
به عنوان مثال در زبان انگلیسی داریم : We are in the same boat. که اگر بخوایم کلمه به کلمه اونو معنی کنیم، به جملهی بیمعنی “ما توی یک قایق هستیم” میرسیم، در صورتیکه معنی این عبارت “ما با هم عم عقیده هستیم” یا “وضعیت ما یکی است” هستش.
وقتی که داریوش خان معنی کلمه Delete رو “نابود کردن” معنی کردن، به نظر من یه مقداری به منظور اصلی کلمه در زبان اصلی بیشتر نزدیک شدن.
یا به عنوان مثال کلمه Clear در اصل به معنی “پاک کردن” یا “تمیزی” هست ولی در بعضی جاها (به طور معمول در محاوره نظامی) به معنای “امن بودن یک محل” هم استفاده میشه.
به جای اینکه بخوایم با همدیگه سر چیزایی اینجوری بجنگیم، بهتره یه کمی مطالعه و دانش خودمون رو بیشتر کنیم (البته منظورم این نیست که بنده به شخصه خیلی مطالعه میکنم و اطلاعاتم زیاده!!) اونوقته که میتونیم دست به دست همدیگه، کمک کنیم تا ریشه و اصلیت خودمون رو از دست ندیم.
داریوش خان عزیز درست میگن. امروز داره کلماتی مثل “داف” و “خفن” و “تریپ” و هزار تا کلمه بیمعنی و بدون ریشه و اصل و نسب وارد زبان محاورهای و در نتیجه زبان وبلاگیمون میشه، سعی کنیم از کلماتی استفاده کنیم که حداقل اگر ریشه فارسی ندارن، پدر و مادری داشته باشن که بدونیم از کجا وارد این زبان زیبا شدن… (البته این جمله من شاید داریوش عزیز رو ناراحت کنه، ولی اینم واسه خودش یه نظری هست!!)
خوش باشین و موفق
به دیدگاه فوق پاسخ دهید
۲۶م فروردین ۱۳۸۹ در ساعت ۳:۲۴ ب.ظ
سلام. دربارهٔ نوشتهتان اینجا کامنت گذاشتم:
http://weblognews.ir/?p=7154
به دیدگاه فوق پاسخ دهید
۵م خرداد ۱۳۸۹ در ساعت ۱:۵۳ ب.ظ
داریوش خان، درود
از کوشش شما سپاسگزارم، هر اندازه این گونه نوشته ها زیادتر شود به فراگیر شدن پارسی گویی و پارسی نویسی کمک میکند. هر چند خیلی نمیتوان برخی از واژگان علمی را برابرسازی کرد، اما توان زبان پارسی بسیار بالاست.
از دوستان درخواست میکنم بر کاربرد واژگان پارسی پافشاری کنند. آن قدر تکرار کنند که به گوش همه خوش آهنگ شود. آیا واژگانی همچون ” بالگرد” یا ” نمابر” در آغاز دلنشین بودند، تکرار، آن ها را جا انداخت. بله سخت است، زنده کننده پارسیان (ایرانیان) فرموده:
بسی رنج بردم در این سال سی عجم زنده کردم بدین پارسی
بدرود
به دیدگاه فوق پاسخ دهید