عزیزم منو ببخش
طنز ۶م آذر ۱۳۸۷- ( 1136 بازدید, 3 امروز)
با اجازه از وبلاگ “یک پزشک” مطلب بسیار زیبایی رو براتون در داریوش نامه میارم. امیدوارم شما هم مثل من خوشتون بیاد.
عزیزم، منو ببخش!
عزیز دلم!
وقتی سه سال پیش دیدمت (۱)، با خودم گفتم، خودشه، من بالاخره تونستم شریک زندگی خودمو پیدا کنم. بنابراین فوری با اون کیس مزخرفی (۲) که فقط از سر ناچاری باهاش وقت میگذروندم، همون دست و پاچلفتیه، به هم زدم و رابطه تازهای را با تو شروع کردم. آره، مثل خیلیهای دیگه ما هم در این دوره آشنایی فراز و نشیب داشتیم، ولی حقیقتش را بخوای، دوره بینظیری بود.
همه چیز تا همین سه ماه پیش خوب بود، تا اینکه یه شب، اون (۳) را دیدم. با اینکه پدر و مادرش راضی نبودن ببینمش (۴)، هر جوری بود با کمک دوستان، باهاش طرح دوستی ریختم و باهاش آشنا شدم.
چرا دروغ بگم، او خیلی سادهدل (۵) و شیرین و زیبا بود، اصلا پیچیدگیهای بیخود کسای دیگه را نداشت، چیزایی داشت که نمیتونم دقیقا توصیف کنم. او خیلی سرزنده بود، حتی گاهی اذیتش میکردم و بیست، سی کار دستش میدادم! (۶) آره! ولی اونقدر سبکبالانه کارها را برام انجام میداد که نگو!
یه چیز جالب دیگهاش این بود که خیلی رازدار (۷) بود، وقتی ازش میخواستم چیزی بین من و اون خصوصی بمونه، امکان نداشت به زور هم شده بروز بده. کلا حافظه جالبی داشت، همه چیزایی که بهش علاقه داشتم یادش میموند و فوری برام آماده میکرد. (۸)
آره، همه چیز رویایی بود. ولی بذار روزای بعدی را هم برات تعریف کنم، خیلی زود فهمیدم که اون حوصله نداره رقیبی دور و برش ببینه، در واقع او حوصله هیچ کس دیگری را نداشت. (۹)
اینجا بود که او من را در دوراهی گرفتن یه تصمیم بزرگ قرار داد، در واقع من مجبور شدم، فقط اون را انتخاب کنم و دور بقیه را خط بکشم.
یه مدتی همه چیز خوب بود تا اینکه پی بردم، نخیر! این یکی کیس ما همچین شرایط روحی استیبلی نداره، در کمال تعجب میدیدم که مرتب شماره موبایل و خونم یادش میره با اینکه دهها بار براش نوشته بودم و دستش داده بودم. گاهی وقتا که با هم میرفتیم بچرخیم، ازش میخواستم با دوربین عکسایی از مناظر زیبا بگیره، ولی در کمال تعجب وقتی برمیگشتیم، میدیدم که یه عکس ساده هم نتنوسته بگیره و همه چیز را خراب کرده. (۱۰)
راستش بعد مدتی تازه فهمیدم که تو چه گوهری بودی، خوبی تو این بود که همیشه عملکرد قابل اطمینانی داشتی، مثلا اون نبودی که گاهی همه کاراش بیست بود و گاهی آدم از گیج بازیش، سرگیجه میگرفت.
راستش بین خودمون باشه، فکر میکردم که طرف بیتجربه هست، خودت میدونی که بعضیها خام هستن و یه جورایی باید بزرگ شن و رشد کنن تا قبل تحملتر بشن. وقتی به خواهر و برادراش (۱۱) نگاه میکردم که اوایل اونا هم همین طور بودن وبعدا با شایستگی خودشون و شاید پول پدرو مادرشون که از پارو بالا میره (۱۲)، اون جور شخصیتهای شخیصی شدن، ته دل یه خورده قرص میشد. ولی خوب اشتباه بزرگ من همین بود.
حتما میدونی که چرا دارم این نامه را برات می نویسم، آره، هر چی میخوای اسمش را بذار، حماقت، هوسبازی یا هر چیزی دیگهای. ولی آخر این نامه ازت میخوام من را ببخشی. یعنی میشه، همه چیز را فراموش کنی و بذاری پیشت برگردم؟
——————————————————————————–
توضیحاتی در مورد این نامه بیشرمانه!
۱- مراد مرورگر فایرفاکس است!
۲- مراد اینترنت اکسپلورر است!
۳- مراد نویسنده، مروگر شرکت گوگل یعنی کروم است که دو سه ماه پیش نوشته شده است.
۴- گوگل اجازه دانلود کروم را به کاربران ایرانی نمی دهد، شبی که این مروگر به صورت رسمی منتشر شد، دوستانی در فرندفید، مرورگر را با شیوههایی دانلود کردند و برای تست بقیه دوستان، در جای دیگر آپلود کردند.
۵- کروم طراحی ساده و در عین حال زیبایی دارد.
۶- منظور باز کردن برگهها یا tabهای فراوان در کروم است. کروم مصرف رم بسیار پایینی دارد. به علاوه هر گاه یکی از برگههای دچار مشکل شوند، میتوان با سیستم عامل فقط به فعالیت همان برگه پایان داد و بر خلاف فایرفاکس کل برنامه بیشته نمیشود.
۷- اشاره به خاصیت incognito window کروم: اگر این پنجره را باز کنید، سابقهای از وب گردی شما در مورگر باقی نمیماند!
۸- دیدن صفحههای مورد علاقه به صورت بندانگشتی در کروم
۹- کسای دیگه یعنی فایرفاکس، سفری ، اپرا و حتی اینترنت اکسپلورر نسخه جدید!
۱۰- کروم گاهی ناپایدار میشود، چرخش چرخ موس را تشخیص نمیدهد، ویدئوهای صفحات وب را گاهی درست نشان و گاهی نه! صفحات را نمیشود به صورت تکست با کروم ذخیره کرد. کروم بر خلاف فایرفاکس نام کاربری و پسوردها را به خاطر نمیسپرد و هر بار کاربر را مجبور میکند که پسوردها را وارد کند.
۱۱- سایر محصولات گوگل مثل جیمیل
۱۲- ثروت شرکت گوگل
نتیجه اخلاقی که از این داستان میگیریم این است که به شریک زندگی خود یعنی فایرفاکس وفادار بمانید. اصولا وفاداری چیز خوبی است. هیچگاه فریب مروگرهای دیگر را نخورید که مجبور نشوید، چنین نامهای بنویسید![]()
© 2008, داریوش نامه. تمام حقوق محفوظ است.
بیشتر بخوانید
ارسال کنید:

۳ پاسخ برای عزیزم منو ببخش”
1. فقط با خط و زبان زیبایفارسی بنویسید. چنانچه صفحه کلید فارسی ندارید، می توانید فینگلیش بنویسید، آنگاه به کمک نویسه برگردان بهنویس زیر شکلکها، آن را به فارسی تبدیل کنید.
2. دیدگاه مرتبط با نوشته بنویسید. از نوشتن عباراتی همچون «ما آپیم به ما سربزنید» و جملات مشابه خودداری کنید، این عبارات باعث علامت خوردن دیدگاه شما بهعنوان اسپم (جفنگ) خواهد شد.
3. از تمسخر و توهین به باقی دیدگاه نویسان، ادیان و ملل و اشخاص مذهبی و حکومتی خودداری فرمایید
4. سوال، دیدگاه کلی یا پیام خصوصی دارید؟ از طریق برگه ارسال پیام به داریوش اقدام فرمایید.
ایمیل خود را صحیح درج کنید تا اگر پاسخی به دیدگاه شما داده شد، پاسخ را بصورت خودکار توسط ایمیل دریافت نمایید.
پاسخی بنویسید
لینکدونی داریوش
- تالارهای گفتمان آیتی ITCLUBS.IR انجمنی ویژه برای فناوری اطلاعات (136)
- دانلود فرهنگ لغات هوشمند توکان (508)
- داریوش.نِت - وبسایت تخصصی من در زمینهی آی تی (191)
- وبسایت انجمن مهندسین برق و الکترونیک - شاخه فارس (212)
- نیازمندی های آنلاین توکان ، رسانه تبلیغاتی شما (475)
- فروش اکانت ساکس، با آی پی امریکا، تضمینی بدون قطعی (212)
- صدهزار تومان هدیه در نیازمندی های شیراز تبلیغ منتظر شماست! (253)
- حافظ هاست : میزبانی فضای وب، ثبت هاست و سرورهای مجازی (194)








۶م آذر ۱۳۸۷ در ساعت ۱۰:۰۲ ب.ظ
سلام
از اول هم می شد حس کرد که ما رو سر کار گذاشتین آخه شما رو چه به حرفهایی عاشقانه…!؟
————-
داریوش نامه: سلام فاطمه خانم
متلک؟؟؟؟ یادم باشه بیام نظرهای متلک وار بهتون در وبلاگ فاطیما بدم تلافی بشه…..
به دیدگاه فوق پاسخ دهید
۷م آذر ۱۳۸۷ در ساعت ۶:۲۹ ب.ظ
البته من همچنان اپرا رو به عنوان شریک زندگی

دائمی ترجیح میدم گرچه که فایرفاکس، فلاک، نتسکیپ، سافاری، کروم، آوانت، مکستون و غیره در صیغه هستند !
—————
داریوش نامه:سلام آقا امین
خوب کاری می کنید.. موفق باشید…
به دیدگاه فوق پاسخ دهید
۱۱م آذر ۱۳۸۷ در ساعت ۷:۱۳ ب.ظ
سلام .
جالب بود 
لااقل می گفتین از آخر به اول بخونین! آخه تا فهمیدم ماجرا چی بوده مجبور شدم دوباره بخونمش با مخاطبای کاملا متفاوت!
—————
داریوش نامه: سلام خانم بخشی
این مطلب طنزه که بار علمی بالایی داره. اگه دقت کنید، داستانی رو خوندید پر از کنایه و ایهام و تضاد و حناس و صنایع ادبی دیگه، که وقتی به آخرش می رسید و منظور رندانه نویسنده رو می فهمید، ناخودآگاه می خندید و شیرینی و حلاوت خاصی رو حس می کنید. به نظر من این مطلب یکی از شاهکارهای دکتر مجیدی از وبلاگ یک پزشکه.
موفق باشید.
به دیدگاه فوق پاسخ دهید