زبان فارسی، وبلاگ نویسی و مراقبت از این زبان
آموزش, دست نوشته ها ۱۰م فروردین ۱۳۸۸- ( 1898 بازدید, 12 امروز)
متاسفانه این روزها وبلاگستان فارسی شاهد نوشتههایی است که نویسندگان آنها فقط میخواهند «بنویسند»، و با این کار خود ناخواسته و نادانسته، بیشتر از اینکه به غنای وبلاگستان فارسی کمک کنند، آهسته و آرام تیشه بر ریشه زبان مادری خود میزنند.
خب، اجازه بدید مستقیم بریم سر اصل مطلب. قصد و هدف اینه که تا اونجا که امکان داره، ترکیب دنیای مجازی، وبلاگ فارسی و زبان فارسی رو بررسی کنیم و خطراتی که زبان مادری ما رو تهدید میکنه گوشزد کرده و راه حلهایی ارائه کنیم. عمده بحث ما پاسخ به پرسشهای زیر است:
۱٫ نثر «محاورهای» در وبلاگ مجاز است؟
۲٫ کلمات اصطلاحا «من درآوردی» امروزی رو چکار کنیم؟
۳٫ تکلیف کلمات واردشده از زبانهای بیگانه چیست؟
۴٫ تکلیف کلمات عربی چیست؟
۵٫ دستور زبان فارسی رو چگونه درنظر بگیریم؟ علائم دستوری چطور؟
۶٫ تکلیف غلطهای عادی شده چیست؟
حتما بسیاری از شما با من هم عقیده هستید که:
شما به نوشتهای که نویسندهاش به نثر خود دقت نکرده و ارزشی برای مطلب خودش در این مورد قایل نشده، میتونید اهمیت بدید و با میل و رغبت اونو بخونید؟
پس بیایید به خوانندههای وبلاگمون احترام بذاریم و در عین حال زبان مادری مون رو پاس بداریم.
به پرسشهای خودمون برگردیم:
۱٫ نثر محاورهای در وبلاگ مجاز است؟
به نظر من زبان محاورهای آزاد است. همونطور که در فیلم و تئاتر و مصاحبهها آزاد است. گاهی تأثیر این نوع گفتار را نمیتوان منکر شد چرا که نثر محاورهای صمیمانهتر است. به هر حال، بهکار بردن هرکدام از این دو نوع گفتار، به سلیقه نویسنده وابسته است.
۲٫ کلمات اصطلاحا «من درآوردی» امروزی رو چکار کنیم؟
این روزها و تقریبا هر روز، کلمات جدید من درآوردی میشنویم : خفن، سیم ثانیه، فاز میده، بروبچز و… همه میدانیم که ساختن کلمات جدید در یک زبان اجتناب ناپذیر است. در زبانهایی مثل فارسی و انگلیسی که مجموعهای غنی از پسوند و پیشوند و میانوند دارند، براحتی میتوان کلمات جدید استخراج کرد. رایانه، پیامک، هواپیما و موشک نمونه هایی روشن هستند. حال چرا این کلمات بی معنی که زیبا هم نیستند، وارد زبان فارسی شدهاند، شاید بدلیل این بوده که در رسانههای عمومی مثل صدا و سیما، بدون بازنگری، به کار برده شده و مرسوم شدهاند. بیایید در خصوص واژههای جدید، وظیفه را به فرهنگستان زبان فارسی بسپاریم. هرچند که این فرهنگستان هم از پیشنهاد واژههای جدید استقبال میکند.
۳٫ تکلیف کلمات واردشده از زبانهای بیگانه چیست؟
در بسیاری از زبانها، بنا به دلایل قومی، فرهنگی، استعماری، علمی و غیره کلمات بیگانه وارد شده و استفاده میشوند. در زبان فارسی هم کلمات بیگانه بسیاری داریم که ناچاریم از آنها استفاده کنیم. مثلا تلویزیون، رادیو، سماور، قلیان، چایی و… در عین حال کلماتی وارد شدهاند که معادل فارسی هم دارند، مثل واژههای زیبای پزشک و پرستار که به جای آنها کلمات بیگانه «دکتر» و «نرس» هم موجود است. پس چه بهتر که واژههای فارسی رو بکار ببریم.
۴٫ تکلیف کلمات عربی چیست؟
از اینکه زبان عربی با فارسی مخلوط شده حرفی نداریم ولی این دلیل نداره که دنبال کلمات عربی بگردیم و جایگزین معادل فارسی کنیم و به این کارمون هم افتخار کنیم. در جایی که واژههای فارسی خوبی مثل گزینش، نوشته، خواندن، دانشآموز، پایهگذار، آعاز، پایان و نخست و بسیاری کلمات دیگه وجود داره، چرا باید از انتخاب، مطلب، قرائت، محصل، مؤسس، شروع، انتها و اول بهره ببریم؟ پس تا جایی که امکانپذیره واژههای فارسی رو به کار ببریم.
۵٫ دستور زبان فارسی رو چگونه درنظر بگیریم؟ علائم دستوری چطور؟
بسیار لازم، واجب و ضروریه که دستور زبان فارسی رو به خوبی به کار ببریم. علائم دستوری رو در جاهای مناسب خودشون به کار میبریم که منظور خودمون رو به خوبی به خواننده متنقل کنیم. نقطه در پایان جملهی کامل، نقطهویرگول در پایان جمله کامل ولی وابسته به جمله بعد، ویرگول بر پایان تکههای مختلف یک یا چند جمله که به هم مربوطند، دونقطه چسبیده به واژهای که توضحات در مورد آن میدهیم و در پایان نیز علامتهای پرسش و تعجب.
همگی این علائم به آخرین واژه قبل از خود می چسبند و بعد از آنها حتما یک فاصله نیاز است؛ همچنین در مورد زوجهای {[(«»)]} دقت کنید که علامت آغازین آن به واژهی بعدی می چسبد و از کلمهی قبلی یک حرف فاصله دارد. علامت پایانی نیز به واژهی قبلی می چسبد و با کلمه بعدی فاصله دارد.
علامت جمله معترضه -جمله ای که برای توضیح یک کلمه یا عبارت آورده میشود- نیز یک منها (-) است که به آغاز و پایان جمله خود می چسبد (مانند همین جمله اخیر).
درخصوص سه نقطه نیز برای پایان جملهای که هنوز ادامه دارد، آن را به کلمه آخر بچسبانیم و فقط سه نقطه (نه کمتر و نه بیشتر) استفاده کنیم. ضمنا نیازی به نقطه پایان جمله بعد از سه نقطه نداریم.
در فاصلهگذاریها دقت کنیم. اجزای یک کلمه مرکب مثل «دانشآموز» باید به هم چسبیده باشند، همونطور که میبینیم، بین کلمه دانش و آموز (در دانشآموز) فاصله عادی نیست، بلکه یک نیمفاصله درج شده است. همینطور درمورد افعال گذشته و حال استمراری که پیشوند «می» در آنها به کار رفته است، با نیمفاصله بههم چسبیده بنویسیم (مثل «میروم» به حای «می روم»). به طریق مشابه در مورد برخی پسوندهای بعد از فعل نیز عمل کنیم(مثل «ام» در «خواندهام»).
اجزاء کلمات مرکب را درکنار هم و با نیمفاصله بنویسیم: «کتابخوان»، «خانهدار». اجزاء کلمات مرکب نباید با هم ترکیب شوند: «کتابخوان» غلط است.
برای درج نیمفاصله بین کلمات، چنانچه از سیستم عامل ویندوز استفاده می کنید، برنامه زیر را دانلود کرده، اجرا کنید تا در زمان دلخواه بتوانید با فشار SHIFT+SPACE نیم فاصله درج کنید. (در سیستم عامل اوبونتو بدون برنامه اضافی این کار انجام پذیر است)
* دانلود برنامه TrayLayout (از سایت خوابگرد)
در به کار بردن حرف اضافهی «به» دقت کرده و به همین صورت به کار ببریم. «به نام خدا» را ننویسیم: «بنام خدا». البته کلماتی داریم که همچون «بنام» نوشته می شوند ولی این واژهها صفاتی هستند که از ترکیب حرف «ب» و یک «اسم» ساخته شدهاند، همانند بخرد، بجا، بروز.
نشانه مفعولی «را» هیچگاه به کلمه قبلی خود نمی چسبد. مگر در یک مورد: «مرا»
نشانه جمع «ها» را تا حد امکان جدا بنویسیم و البته همراه با نیمفاصله: خانهها، وازهها، دروازهها …
۶. تکلیف غلطهای عادی شده چیست؟
یک واژهی نادرست، همیشه نادرست است. پس تلاش کنیم شکل درست آن را پیدا کرده، بنویسیم. گاهی این کار بسیار سخت است ولی لذتی که در نوشتن یک متن کاملا صحیح به ما به دست میدهد، قابل بیان نیست. نمازگزار، بنیانگذار، باسمه تعالی، خشنود …
* سخن آخر
به نظر میرسه ایرانیهای خارج از کشور بیشتر به فکر پاسداشت زبان فارسی هستن، نمونهش سایت ایرانیان ساکن بلژیکه. مثل اینکه اونا بیشتر از ما احاس خطر کردن. به هرحال جا داره ازشون یه تشکر حسابی بشه. واقعا دست مریزاد.
***
بسیار خوب. میدونم زیاد صحبت کردم، هرچند خیلی بهتر و بیشتر از اینها میشه صحبت کرد و چیز نوشت، همونطور که بسیاری از دوستان دلسوز زبان فارسی قبلا این کار رو انجام دادهاند؛ و شاید بهتر بود این نوشته رو در دو یا چند پست میآوردم تا اثر بهتری داشته باشه. به هر حال امیدوارم شما دوست گرامی، بهره کافی برده باشید و چنانچه اشتباه و لغزشی وجود داشت، سپاسگزار خواهم بود که گوشزد کنید.
لازم به ذکره که از مطالب وبلاگ خوابگرد بهره فراوون بردم. شما رو هم دعوت می کنم سلسله مطالب ایشون رو بخونید.
© 2009, داریوش نامه. تمام حقوق محفوظ است.
بیشتر بخوانید
ارسال کنید:

۱۲ پاسخ برای زبان فارسی، وبلاگ نویسی و مراقبت از این زبان”
1. فقط با خط و زبان زیبایفارسی بنویسید. چنانچه صفحه کلید فارسی ندارید، می توانید فینگلیش بنویسید، آنگاه به کمک نویسه برگردان بهنویس زیر شکلکها، آن را به فارسی تبدیل کنید.
2. دیدگاه مرتبط با نوشته بنویسید. از نوشتن عباراتی همچون «ما آپیم به ما سربزنید» و جملات مشابه خودداری کنید، این عبارات باعث علامت خوردن دیدگاه شما بهعنوان اسپم (جفنگ) خواهد شد.
3. از تمسخر و توهین به باقی دیدگاه نویسان، ادیان و ملل و اشخاص مذهبی و حکومتی خودداری فرمایید
4. سوال، دیدگاه کلی یا پیام خصوصی دارید؟ از طریق برگه ارسال پیام به داریوش اقدام فرمایید.
ایمیل خود را صحیح درج کنید تا اگر پاسخی به دیدگاه شما داده شد، پاسخ را بصورت خودکار توسط ایمیل دریافت نمایید.
پاسخی بنویسید
لینکدونی داریوش
- تالارهای گفتمان آیتی ITCLUBS.IR انجمنی ویژه برای فناوری اطلاعات (136)
- دانلود فرهنگ لغات هوشمند توکان (508)
- داریوش.نِت - وبسایت تخصصی من در زمینهی آی تی (192)
- وبسایت انجمن مهندسین برق و الکترونیک - شاخه فارس (212)
- نیازمندی های آنلاین توکان ، رسانه تبلیغاتی شما (475)
- فروش اکانت ساکس، با آی پی امریکا، تضمینی بدون قطعی (213)
- صدهزار تومان هدیه در نیازمندی های شیراز تبلیغ منتظر شماست! (254)
- حافظ هاست : میزبانی فضای وب، ثبت هاست و سرورهای مجازی (195)








۱۱م فروردین ۱۳۸۸ در ساعت ۱۲:۰۵ ق.ظ
سلام خدمت داریوش خان کبیر و دوست عزیزم.
دوباره سال نو رو تبریک میگم.
به نظر من وبلاگ و وبلاگ نویسی جایی برای نوشتن است.به نظر من آوردن بعضی کلمات نوشتن رو جذاب می کنه.مثلا می کنه به جای می کند.یا میگم به جای می گویم و از این قبیل…
ولی با حفظ این زبان شیرین کاملا موافقم.
داریوش خان این پستتون تذکر و یا شاید نکته بجایی بود.واقعا ممنون.
یا حق…
به دیدگاه فوق پاسخ دهید
داریوش
Reply:
فروردین ۱۱م, ۱۳۸۸ at ۷:۵۳ ق.ظ
سلام جناب آقای صفایی
مجددا سال نو شما مبارک
شما صحیح می فرمایید و البته در بند ۱ هم همین موضوع یادآوری شده است.
موفق باشید
ایام به کام
به دیدگاه فوق پاسخ دهید
۱۱م فروردین ۱۳۸۸ در ساعت ۷:۵۶ ب.ظ
سلام. به مطلب خوبی اشاره کردید ولیکن به نظرم حالا حالا ها مونده که این مهم تحقق یابد..!!!
زبان ما پر از کلمات عربی هست که خیلی از ماها اگه بخوایم از روی میل مون هم زبان فارسی صحبت کنیم بعد از کمی صحبت کردن (اون هم تازه با فکر که چی بگیم که فارسی باشه) آخر هم کم میاریم و خلاصه از بیان منظورمون عاجز خواهیم ماند و به ناچار دوباره میریم سراغ کلمات عربی. و این به این دلیل است که فارسی و عربی در زبان ما بدجوری با هم قاطی شدن. فکر می کنم تازه اگر یکی بخواد به زبان فارسی بدون کلمات بیگانه صحبت کنه من و شما نصف حرفاشو نفهمیم چی میگه! شما یه نگاه به اسم های ایران بندازین. واقعا چند درصدشون فارسی اصیل هست؟ تا به امروز عربی بیشتر وارد شده بود که به نظرم دین مون خیلی تاثیر داشته. زین پس که ارتباطات مون در اینترنت گسترده شده کلمات غربی هم بیش از پیش دارن وارد میشن. چند روز پیش در تلویزیون دیدم که “ایمیل” رو نوشتن “رایانامه”! به نظرم هم اسمش سخت تر شده واسه تلفظ و هم اینکه ارتباطات اجازه نخواهد داد که این واژه جا بیفته. ما در دنیای اینترنت ایمیل می شناسیم نه رایانامه. مثل رایانه که به نظرم بعد گذشت سالها هنوز هم جا نیفتاده.ارتباطات کار رو سخت می کنه و مردم به این گونه سخن گفتن عادت می کنند. از جمله خودم ما! اصلا چرا از ارتباطات بگیم؟ مهم تر از اونا هم هستن که اصلا انتظار ازشون نمیره! بله همین آموزش و پرورش خودمون… دبیرستان که بودیم همه مون کتاب زبان فارسی پاس کردیم. تو این کتاب خیلی از زبان فارسی و درست و غلطا می گفتن که دستوراتش فقط در کتاب زبان فارسی رعایت میشد نه کتاب دیگه ای! زنگ اول مثلا به مون یاد میدادن که نگین “برعلیه” بگید “بر ضد” . بر علیه معنی ” بربرضد” میده. یاد می گرفتیم. رفت زنگ بعد تاریخ داشتیم. جملات کتاب پر از “برعلیه” ! (این برعلیه اون شورش کرد و اون بر علیه این و…) و یا در کتاب بینش که … (میشه راحت حدس زد چقدر کلمه عربی اصل توشه) و…. منظورم اینه که حتی در آموزش و پرورش هم رعایت نمیشه. اینطوری در بچه ها دوگانگی بوجود میاد آخرش هم پاس کردن زبان فارسی به درد اصلاح زبون مون نخورد که نخورد. از همونجا با هامون کارنشد که عادت مون رو فراموش کنیم. دستورات زبان فقط به دو ساعت زنگ مربوط شد و تمام.
به هر حال متاسفانه از زبان فارسی مون کم کم داره یه اسم می مونه که همه از وزارت خونه گرفته تا تک تک ماها مقصریم.
به دیدگاه فوق پاسخ دهید
داریوش
Reply:
فروردین ۱۲م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۰۲ ب.ظ
سلام خانم بخشی
چه عجب. از این طرفا؟ تقریبا از زمانی که اعلام کردین دیگه وبلاگتون رو بروز نمی کنید، ازتون بیخبریم. توی سایت در حال ساختتون هم چیز دندونگیری پیدا نمیشه فقط خطا و error.
به هرحال ممنون از ارسال دیدگاهتون.
راستش من هم نمیخوام انقلاب کنم. همونطور که گفتم اینها فقط یه گوشزد هست برای اینکه بیشتر دقت کنیم. در مورد کلمات عربی نیز عرض شد که متاسفانه به دلیل آمیختهشدن با زبان فارسی، امکان جداسازی اون وجود نداره. ولی ما نمی تونیم مثلا بجای «معلم» بگیم «آموزگار»؟ نه بی معنی هست، نه جدیده و نه از دورخارجشده. از این دست کلمات فراوون داریم.
در مورد کلمات انگلیسی هم توی نوشته عرض کردم که برخی کلمات دیگه شامل زبان ما شدن و تغییرشون یه کار بیهوده است. مثل رادیو و تلویزیون و تلکس و ماشین و…
به هر شکل امیدوارم همگی بیشتر دقت کنیم و مراقب زبان مادریمون باشیم و نذاریم این رسانه فراگیر باعث نابودی و خرابیش بشه.
موفق باشید
به دیدگاه فوق پاسخ دهید
بخشی
Reply:
فروردین ۱۲م, ۱۳۸۸ at ۱:۵۸ ب.ظ
مجددا سلام. کم لطفی می فرمایید. وبلاگ های دوستان پره از کامنتای من. حالا کی از بقیه بی خبره؟ (ولی در کل همچین بی خبر هم نبودیم از هم هاااا تعجب می کنم شما اینطوری نوشتید! ) سایت درحال ساخت شووون هم نمی دونم داره به کجا می کشه. فعلا ما هم سماق می مکیم.
گوشزدتون هم به جاست. باید همینطوری که شما میگین بشه. ولی گاهی اوقات اون چیزی که باید باشه با اون چیزی که هست خیلی فرق می کنه. این وسط زبان فارسی مظلوم واقع شده که حتی طرفدارانش هم در عنوان پست مربوط به حمایت و مراقبت ازش از واژه های بیگانه استفاده کردن تا کامنت من بازدید کننده… انگار فرهنگ لغتش اونقدر واژه نداره که با زبان خودش بتونه از خودش حمایت کنه
به دیدگاه فوق پاسخ دهید
داریوش
Reply:
فروردین ۱۲م, ۱۳۸۸ at ۶:۰۸ ب.ظ
سلام مجدد:
(نمی دونم نویسندهها رو درست نوشتم یا نه)
۱٫ منظور از کم پیدا بودن شما، کم نشان بودن از دیدگاههای شما در این وبلاگه.
۲٫ شما به هر لهجه و زبان و گفتار و سبک و سیاق و شیوه و املا و دستور و گرامر و … که دوست دارید بنویسید و بگید.
۳٫ نخیر. مثل اینکه شما بدجور به ما پیله نمودهاید. به نظر میرسه یه نفر مثل «جوزانی» باید پیدا بشه که که همونطور که «اغراض مابعدالطبیعه» رو برای «مابعدالطبیعه»ی محمد غزالی نوشته، بیاد برای نوشتهی من بنویسه
به هرحال اگه راضی میشید عرض کنم : تسلیـم م م
موفق باشید
به دیدگاه فوق پاسخ دهید
۲۰م فروردین ۱۳۸۸ در ساعت ۱:۱۵ ق.ظ
سلام! اوه چه قواعد سختی! من هر چی کلمه و واژه بندگان خدا ساختن تحریفیدم! سه نقطه و ویرگولو… دیگه جای خود داره
به هرحال می سعیم (ینی تمامی سعی خود را مبذول میدارم که بتونم پاس بدارم ) 
آخه کمی مشکلات عدیده باعث گردیده بود که اصلا نت نداشته باشم! (گویند توفیق اجباری ترک)

ببخشید که نتونستم زودتر تشریف بیارم
با تاخیر سال نو رو تبریک میگم به هر حال ۳۴۰ روزش مونده و هنوز نوئه
خوش باشید با آرزوی سالی خوب و پر محتوا
به دیدگاه فوق پاسخ دهید
داریوش
Reply:
فروردین ۲۲م, ۱۳۸۸ at ۱۱:۰۹ ب.ظ
سلام بر “آخ کیو”ی بزرگ
سال نو شما مبارک. در مورد زبان فارسی لطفا هیچ تلاشی از خودتون بروز ندید. هم برای شما و هم برای زبان فارسی خطرناکه
به دیدگاه فوق پاسخ دهید
۳م خرداد ۱۳۸۸ در ساعت ۱۲:۱۲ ب.ظ
درود بر سرورِ گرامی داریوش
۱-خواهشمندم نشانی های بیشتری از تارگاه ها درباره ی زبان اسپرانتو را بنویسید
۲-دیدم که نوشته اید “پارسی را زنده نگه داریم” خب باید مردم را از آکهای(عیوب) زبان آگاه کرد یکی از کارهایی که نباید کرد پاس نداشتن زبان گفتاری وننوشتن به زبان گفتاریست که بدبختانه بسیار دیده میشود.دیگری درست خواندن واژه های اصیل پارسیست(نیازی نیست واژه های عربی یا اروپایی را درست بخانیم ).هَنگامیکه زبان پارسی را با الفبای لاتینی می بینم آن زمان پی می برم ایرانی ها تا چه اندازه به زبان گفتاری خو گرفته اند وچه اندازه غلط و نادرست می نویسند.من یکبار هنگامی که بایکی سخن می گفتم چون واژه های پارسی را باتلفظ اصلی ودرست بر زبان می آوردم آنکس شگفتیده بود انگار با زبانی جز پارسی سخن میگویم.ما به زبان افغانی ها می خندیم چون نمیدانیم زبان پارسی در افغانستان وتاجیکستان درست تر وبهتر مانده است.
۳-من از مرورگر opera بهره وری می کنم خواهشمندم به من بگویید چگونه می توانم از rss(feed) آن بهره ببرم.سپاس
به دیدگاه فوق پاسخ دهید
داریوش
Reply:
خرداد ۵م, ۱۳۸۸ at ۸:۴۹ ق.ظ
سلام
خیلی عجیبه. شما که این همه به زبان فارسی علاقه مندید، چرا اسمتون رو به فارسی ننوشتید. و اما :
۱٫ به نوشته اسپرانتو – زبانی برای همه مراجعه کنید. نشانی های اینترنتی خوبی پیدا می کنید.
۲٫ زبان گفتاری، همانی است که با آن فارسی آموخته ایم. گویش ویژه ی مادری. همونطور که در نوشته آمده، به نظر بنده ایرادی در به کار بردن این نوع زبان وجود نداره و البته گاهی باعث می شه که متن از حالت رسمی و خشک بیرون بیاد و صمیمی تر بشه. در خصوص گویش مردم افغانستان و تاجیکستان نیز عرض کنم که همین گویش (دری) گویشی است که فرزندان از مادران می آموزند. مهم این است که اصول فراموش نشود. (می بینید؟ جمله آخر رو به صورت سره نوشتم).
۳٫ در مورد سوال سوم هم از طریق برگه «پیام خصوصی به داریوش» با توضیح بیشتر برام بفرستید شاید بتونم کمکی کنم.
سپاس از توجه شما
کامران باشید (به جای موفق باشید)
به دیدگاه فوق پاسخ دهید
۱۴م آذر ۱۳۸۸ در ساعت ۴:۴۵ ب.ظ
نکات فوق العاده جالبی بود … سپاس گذارم
ضمنا توی بخش ” از وبلاگ ها ” هم لینک کردم …
منتظر مطلب زیبای بعدی تون هستم … تو گودر هم خوراکتونو اضافه کردم
به دیدگاه فوق پاسخ دهید
داریوش
Reply:
آذر ۱۶م, ۱۳۸۸ at ۱۲:۵۱ ب.ظ
سلام
“سپاس گزارم” از اینکه لینک داریوش نامه رو توی سایتتون گذاشتین. به امید خدا باز هم از این دست نوشته ها خواهم گذاشت.
سرفراز باشید
به دیدگاه فوق پاسخ دهید